•– - Mαт - –
زندگي پرتو عصر است كه در بزم وجود ،
به نسيم مژه بر هم زدني خاموش است .
•– - Mαт - –
دلتنگت هستم .... و این خط غریب .... و این چشمان خسته .... و این دست های مهربان ..... عجیب بیقراری می کنند ..... عجیب دلتنگت هستم و می دانم که اگر لبخند بر لب های تو بدرخشد .... قدم هایم پرواز می آموزند .... و دلتنگ تر می شوم .... از این انتظار فرسوده کننده که گریزی ندارد .... !
•– - Mαт - –
یک تبسم ، یک دو راهی ، یک عبور یک خیال ساده و قلبی صبور میبرد ما را به پای محکمه قاضی و حکم و لگدها بر غرور مجرم اینجا نیست من خود شاکیم کیست دانائی که گوید من کیم؟! جرم من تنها عبوری بود و بس با خیالی ساده در راهی عبث این سراب دور را گشتم اسیر میشوم هر لحظه با عشق تو پیر من نمیدانم وکیلم کیست؟ کیست؟ عاشقی دیگر به عالم نیست! نیست! باده ای از جام رسوائی زدم تا دمی سر برکشم سوی عدم گشته ام اینک مقیم کوی دوست آن که هر جا هست در دستش سبوست باز هم جامی کنم از می تهی تا شوم یک دم ز یاد وی تهی حکم صادر شد روم بر پای دار باز هم ساقی برایم می بیار جرم من تنها عبوری بود و بس! با من تنها نسازد هیچ کس...
•– - Mαт - –
ارسطو: بزرگي در احترام داشتن نيست، در شايستگي داشتن احترام است.
•– - Mαт - –
لَج کرده ام ـ کـه تکلیفـ ِ این بغض ِ بلاتکلیف رآ روشنـ کنمـ ! گــرهـ ِ بازوانت تنگــ تر نـمی شود؟؟؟
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 14 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 8 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 48 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 21 ساعت و 21 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist