•– - Mαт - –
می پیچیدی داور میومد از آدم می پرسید …….. میتونی ادامه بدی؟؟؟
•– - Mαт - –
کــــــاش توی زندگی هم مثل فوتبال ،وقتی زمین می خوردیُ از درد به خودت
•– - Mαт - –
تو مرا یاد کنی یا نکنی باورت گر بشود، گر نشود حرفی نیست؛ اما… نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست!
•– - Mαт - –
عزیزم به اندازه یه سرکبریت دلم برات تنگ شده ، درسته کوچیکه ولی دنیارو به اتیش میکشه…
•– - Mαт - –
۱۱-سوپ خفاش در چین (دقیقا شبیه کله پاچه طبخ می شود)
•– - Mαт - –
من هفتصد بار اشتباه نكردم. من یك بار اشتباه نكردم من زمانی موفق شدم كه هفتصد راهی را كه موفقیت آمیز نبود اصلاح كردم. هر گاه راهی را كه عمل نمی كرد حذف كردم راهی را پیدا كردم كه كار می كرد.(ادیسون)
•– - Mαт - –
روز ظهر عاشورا قابلمه به دست افتادیم تو خیابون. دوستم ما رو میبینه می گه: دارین میرین نذری بگیرین؟ میگم پـــ ن پـــ پسرخاله ام کنسرت هوی متال داره من امشب تو گروهش نوازنده ی قابلمه ام.
•– - Mαт - –
میگم مکانیک سیالات ۹ شدم… میگه :یعنی افتادی؟؟؟؟ میگم پـــــ ن پـــــ استاد گفت دست و بالم تنگه ۹ رو بگیر حالا بقیه شم سر ماه میدم!!
•– - Mαт - –
جارو دستم بود داشتم میرفتم اتاقمو جارو بزنم … عمه ام دید گفت داری میری جارو بزنی؟
پـــ ن پـــ زنگ زدم بچه ها بیان قسمت ده هری پاتر رو بسازیم!
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 20 ساعت و 57 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 9 روز و 52 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 9 روز و 32 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 7 ساعت و 37 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 22 ساعت و 4 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist