•– - Mαт - –
باز هـــــم خیالتو مرا "برداشــــت" ، کجا میبرد نمیدانم ، آهــــای نارفیق ، بازی ات که تمـــــــــام شد ، مرا دوباره ، با همین لباس بی قــــــــراری دیدن دوباره ات ، بر سر شعرهـــــــــــایم بنشان .. .
•– - Mαт - –
پرواز كن ... آنگونه كه ميخواهي ... و گرنه ... پروازت مي دهند ... آنگونه كه ميخواهند ...
•– - Mαт - –
مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود تو خلوت آیینهها به انتظار نشسته بود میخواست که از اینجا بره اما نمیدونست کجا دلش پر از گلایه بود ولی نمیدونست چرا
•– - Mαт - –
خاطرات را باید سطل سطل از زندگی بیرون کشید… خاطرات نه سر دارند،نه ته!!! بی هوا می آیند تا خفه ات کنند… میرسند گاهی وسط یک فکر،گاهی وسط یک خیابون… وگاهی حتی وسط یک صحبت سردت میکنند؛ رگ خوابت را بلدند! زمینت میزنند… خاطرات تمام نمیشوند،تمامت میکنند…!!!
•– - Mαт - –
آرام باش هم وطن ! هیچ گرسنه ای باقی نمی ماند ... شک ندارم ، همین روزها همه ســــــــــــیــــــــــر میشوند ؛ از زنـدگـــی ...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 28 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 8 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 13 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 13 ساعت و 40 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist