•– - Mαт - –
آمدم، آمدم به سوى تو باز اى خداى كريم بنده نواز پاى تا سر همه نيازم من از كرم سايه بر سرم انداز آبروى گداى خويش مريز ... دستم آخر سوى تو است دراز بسته اى راه نااميدى را كرده اى چون كه باب رحمت باز
•– - Mαт - –
سه كوه، چهار دره، يك دريا، در ميانه هاي صحرا پرسيد: "كي مي رسيم؟ ديگر خسته شده ام؟" پاسخ داد: "قرار نيست هميشه عشق به جايي برسد !!" و هر يك به سويي رفتند.
•– - Mαт - –
حضورت در قلبم مثل نفس كشيدن است... آرام...بيصدا...اما هميشگي ... .
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 45 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 39 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 19 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 2 ساعت و 25 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist