•– - Mαт - –
عمري با غم عشقت نشستم به تو پيوستم واز خود گسستم وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
•– - Mαт - –
نه خوابم میبرد نه میبرد مرگم به بیداری به این حال معلق تا کیام بیدار میداری هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی، نفس بفرست! مُردم آه! از این آه تکراری
•– - Mαт - –
رای آرزوهایی که میمیرند سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد....
•– - Mαт - –
این روزهـــا ،
خیلی هــا بــا هـم جفُت هستن...
امّــا ....
جـــور نیستن !
•– - Mαт - –
هـیـچ کـس دیـگـــــر او نـمـی شـود .. حـتـی خـــودش ...
•– - Mαт - –
گِل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در ِِ قلبم را لطفا نگوید کسی: " دوستم داشته باش " ! این یک قلم جنس را نداریم، تمام شد من " تعطیلم " ! حراجِ بعدی بیایید زنده بودم اگر ...!!
•– - Mαт - –
*اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند* *دیگر گوسفند نمی درند* *به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...*
•– - Mαт - –
انکار نکنید
همتون حداقل یه بار تو بچگی
در یخچالو آروم می بستین،
از لای درش به زور نیگا می کردین ببینین کی چراغش خاموش می شه
•– - Mαт - –
سلام مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بگو شبها چگونه می خوابد!!!؟
•– - Mαт - –
قسمت نبوده عزیزم همیشه پیشم بمونی تقدیرم شاید این بوده شعر وداع رو بخونی حسادت این سرنوشت این قصه رو واسم نوشت که اینجا بی تو بمیرم بوسه ای از مرگ بگیرم
•– - Mαт - –
خیلی خسته ام... خسته تر از آنکه بخواهم راجع بهت فکر کنم! که بودنت را آرزو کنم یا رفتنت را توجیه…
•– - Mαт - –
از انسها غمی به دل نگیر. زیرا خود نیز غمگین اند با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند زیرا به خود و عشق خود و به حقیقت خود شک دارند پس دوستشان داشته باش اگر چه دوستت نداشته باشند.
•– - Mαт - –
بادکنکه دلتنگیام پر شده از هوای تو ، اگه نیای میترکه خونش میوفته پای تو
•– - Mαт - –
چمـدان امیـدمـ را مــے بندمــ یادمــ باشـد خنـده ها و بوســہ هایمـ را جا نگـذارمــ آری مسافــرمــ تا دیار آغــوش ِ تـــــــــو چنـد فرسخــے بیــش نماندهــ کمــے از دلتنگــے دور شده امـــ .. بــے تابـــ نباش کــہ این مقصـد هیچ گاه مبدا نخواهــد شـــد مهمانــے کــہ میزبانــش نـگاه ِ تـو بــاشد دیگـر رفتنــے نیستـــ ..
•– - Mαт - –
مــن را بــا هــر خــواب مــوی تــو، از یــک طــرف آب مــیبــرد! ســرت را بــا خــوابهــای مختــلف اگــر شــانــه مــیزنــی، یــک خــواباش را بگــذار بــرای مــن تــا قــاب کنــم بــرای میــز کــارم...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 9 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 4 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 44 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 49 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 16 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist