دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

خــــــــــــــــــــــــ ـــــــــدایـا...!!! هـــمه از تـــــــو مـی خـواهنـد بـدهـــــــی ، من از تــــــــو مـی خـواهـم ، بــــــــــگیـری ...!!! خـــــــــــــدایـا...!!! ایـن هـــــــمه حـس دلـــتنـگی را از مـن بــــــــــــگیر...!!!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

@بـهـــار دلـم واسـه هـیـچـی ِ هـیـچـی تـنـگ نـشـده . . . ! فـقـط بـرای اون گـوشـه دنـج ، آغـوشـت ، آرامـشـم . . . تـنـگ شـده . . . بـدجـور...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

@aynor همه احساسمو دادم تا تو رو تنها نبینم یادم نبود بهت بگم اگه نباشی می میرم عکسی که روی طاقچه بود با رفتنت گلم شکست یه چیزی اومد به دلم یه بغضی تو گلوم نشست

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

@ツ liDa ツ دنیایم رامیدهم برای لبخندت"خیالی" نیست.شادكه باشی"دوباره" دنیا از آن من است

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

@┘◄HΘşᙓᓰŇ نه کسی منتظر است… نه کسی چشم به راه… نه خیال گذر از کوچه ما دارد ماه… بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی است؟ وقتی از عشق سهمی نبری غیر از آه

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

@❤...كــيـــ NA ــــآ...❤ وقتی تمام پرنده های جهان از جغرافیای کوچک قلب من کوچ کردند تنها تو میتوانستی مترسک مظلوم /من/را دوست داشته باشی! جنگ تمام شد..! به اندازه قلبی که میتوانست دوست بدارد دیر رسیدی!! کلاغ ها مترسک معصوم را از من دزدیدند! جنگ تمام شد !! به اندازه/من/ به اندازه تمام/من/ دیر رسیدی.. دیر رسیدی..!

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..." به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..." به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..." به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
1339759546829543_thumb.jpg •– - Mαт - –

@✘ farHad ✘ در بی حرفی مطلق .. چه حرفها دارم پس از این خواهم گفت .. همه گفته و ناگفته ی خویش ... با باران .. یا که شاید به نسیم .. یا که می برم زین پس همه حرفهایم را پای پنجره ی کودکی ام .. و خواهم پاشید به سان ارزن .. پیش پای قمری تا که شاید روزی ببرد ..... تا ته دنیا .... برساند به کسی کو جور است دلش با دل من

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

الهی تو بمیری من بمونم سر قبرت بیام روضه بخونم الهی سرخک و عریون بگیری تب مالت و فشار خون بگیری اگر بردی از این ها جان سالم الهی درد بی درمون بگیری ای دوست ای دوست به جهنم که مرا دوست نداری از بهر تو هرگز نکنم گریه و زاری اگر روزی به جز من یار بگیری الهی تب کنی فرداش بمیری الهی تب کنی فرداش بمیری شعر بسیار عاشقانه

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

گوشه ی راستم بنویـس "زنده" پخش مستقیم !!! بنویس زنده است هرچند دلش گرفته باشد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

متنهای عاشقانه دلشکسته "هست" را اگر قدر ندانی میشود "بود " و چه تلخ است "هستی" که "بود" شود و "دارمی" که "داشتم"

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام،،، مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک جمـــــلـــه یـــک لبـــــخـنـــد،،، بــه بــازی میـــــگیــــری ... ... ... مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــد هـــایت، شـــیطنـــت هــــایت و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم ... مــــــی گویند ســــاده ام اما تـــــو این را باور نکن مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم، همیـــــــــن!!!! و آنــــها ایــــن را نمـــــــی فــــهمنــــد.....!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت: برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

کاش می دانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافت آنوقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغض هایم را نمی توانم فرو بدهم

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

در دسترس بودنت دیگر برایم ارزش ندارد …. اکنون نه مشترک هستی ؛ نه مورد نظر …