•– - Mαт - –
کلاغ پـَر...؟؟ نه کلاغ را بگذاریم برای آخر ... نگاهت پـَر .... خاطراتت هم پـَر... صدایت ؛ پـَـــر .... کلاغ پـَر..!؟؟ نه ؛ کلاغ را بگذاریم برای آخـــر ... جوانی ام پـَر .... خاطراتم پــَر ... من هم ... پــَـــــر .... حالا تو مانده ای و کلاغ ؛ که هیــــــــــــچ وقت به خانه ش نرسید...
•– - Mαт - –
زندگی جیره ی مختصریست مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است مثل یک حبه ی قند زندگی را با عشق نوش جان باید کرد
•– - Mαт - –
برای تو .. برای چشمهایت !.. برای من .. برای دردهایم !.. برای ما .. برای این همه تنهایی ... ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند !!
•– - Mαт - –
شعرهایم را آغشته میکنم به خون دلم فرش قرمزی خواهم بافت... برای روزی که برمیگردی
•– - Mαт - –
یک روز از این شهر میروم این بار نه برای پیدا کردن خودم که برای گم کردن این آدمهای عوضی...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 42 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 36 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 17 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 22 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 49 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist