دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

هعی خودا

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

منم هستم

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

گاهے هیچ کـَس را نداشتـ ه باشے بهتر استـ . . . داشتنـ ِ بعضے ها تنهاترتـ مے کُند . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

هی کافه چی؟ میزهایت را تک نفره کن... نمیبینی همه تنهاییم

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

باز هم این آسمان پر ابر شد رفتی و دنیا به کامم زهر شد من نمی دانم تو می خندی هنوز ! خواب فردا را تو می بینی هنوز ؟ ساده رفتی زندگی پیچیده نیست آنکه بر رویای من خندیده کیست !؟؟؟؟

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

مهم نیست هوا گرم باشد یا سرد من بـــهـــــــــــــــانه می گیرم و تــــــــــــــو دهانـــــم را ، با یک بـــــــــــــوســــــــه ببند...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

هیس... ! ساکت...! آهسته بروید آهسته بیایید اینجا وجدان ها همه خوابند

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دلم از درد بی دردی گرفته دلم از هرچه دلسردی گرفته دلم از تو دلم از من و از ما دلم از اینهمه غوغا گرفته .

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

بـرای صـداقــــتت باید تاوانی بپردازی, گاه به سنگینی زندگــــــــــیت . .

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

به سلامتی اون که با وجودی که هر بار رفتم سمتش فرار کرد و به اغوش یکی دیگه پناهنده شد ولی هنوز دلیل خنده هامه

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

خوُـش به حالتــــ حــوا خــــوُدتـــ بودـی وُ آدمـــــتـ وـگرنه آدم توُ هم هوایــــی میشُد!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

گفتم بهار ؟ خنده زد و گفت : دیگر بهار رفته نمی آید گفتم پرنده ؟ گفت اینجا پرنده نیست اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست گفتم درون چشم تو دیگر ؟ گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست اینجا به جز سکوت سکوتی گزند نیست

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دست ـهايـمان را بـهم قفـل کنیم فقط يـادت باشد کليـد را جايـی بـگذاری که يـاد هيـچ کدامـمان نـماند...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

چشمــانــت کــارنــاوال آتــش بــازيســت! يــک روز در هــر سال بــراي تمــاشــايــش مــي روم و بــاقــي روزهــايــم را وقــف خــامــوش کــردن آتشــي مــي کنــم کــه زيــر پــوستــم شعلــه مــي کشــد . . .