دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

خداوندا.. تو ميداني ، كه من ، دلواپس فرداي خود هستم ، مبادا گم كنم ، راه قشنگ آرزوها را ، مبادا گم كنم ، اهداف زيبا را ، دلم ، بين اميد و نااميدي ، ميزند پرسه ، ميكند فرياد.. ميشود خسته.. مرا تنها ، تو نگذاري خداوندا

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

و عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم ، بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری ! بعد از چند روز به دوستی ، بعد از چند ماه به همکاری ، بعد از چند سال به همسایه ای ... اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

انصاف نباشد که من پروانه او باشم و او شمع جماعت...!!!!

•– - Mαт  - –
1340448709764929_thumb.jpg •– - Mαт - –

ــشنگـ ـ ـ ـی بـهــ ـ ـانـ ـ ــه بـ ـ ـ ــود ! آب را با لیــ ـ ـ ـوان ” تـــ ـ ـ ـ ـــــو ” مــیخواســـتـ ـ ـ ــمـــ ! ! !

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

خدايا راهي نمي بينم ، آينده پنهان است ، اما مهم نيست ، همين كافيست ، كه تو ، راه رامي بيني .. من تو را

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

تـو مـخـاطـب نـبـوבے ڪــﮧ خـاص بـشـے خـاص بـوבے ڪـﮧ مـخـاطـب شـבے . . .

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است ادعایشان آدمیت کلامشان انسانیت رفتارشان صمیمیت... حال من دنبال یکی میگردم که نه آدم باشد... ... نه انسان... نه دوست و رفیق صمیمی تنها صاف باشد و صادق پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن... هیچ نگوید... فقط همان باشد که سایه اش میگوید...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

آموخته ام ... كه اين عشق است ، كه زخمهاي پنهان را ، شفا مي دهد نه زمان

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

هزار گل تقديم به آيينه ى شکسته اى که هزار بار لبخند شمارا تکرار مى کند

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

عشق حقیقی، داستان رومئو و ژولیت نیست که با هم از دنیا رفتند بلکه حکایت مادر بزرگ و پدر بزرگ است که به پای هم پیر شدند . . .

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

پایم را یک قدم آنطرف تر ... بیرون از زندگیِ تو که بگذارم دردهای نبودنت شروع به تکان خوردن میکنند دستم میلرزد و قافیه ها تنگ می آیند خفه شدم از این سیاهیِ کثیف..... من چه ابلهانه ..... عاشقانه هایم را برای نبودنت .... راست مینویسم مهم نیست ..... اصلاً مهم نیست "خاطره"ها یم ..... گاهی آنقدر محکم به گلویم دست درازی میکنند که باید باور کنم ..... روزهای خوبم به پایِ یک قاتل حرفه ای روی همین کاغذ به باد رفت تقصیر تو نیست ..... تقصیر هیـچکس نیست ... من ..... زیادی بودم زیادی که باشی لبریز میشوی وهر از گاهی سر ریز اصلاً چه فرقی میکند ..... سقوط سقوط است چه از بلندترین نقطه زندگی چه از چشمان تو من زبان ام ..... تاوان مغزی را داد که عجیب سوت میکشید خفه شدم از این سیاهیِ کثیف.....

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

برای عشق گریه کن.اما کسی رو به خاطر عشق به گریه ننداز !! با عشق بازی کن.اما هرگز کسی را با عشق بازی نده !!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

حالا باور این همه علاقه را به گور خواهم برد و روزهایی را به سر می برم که تو نیستی؛ در خیال کبوتران بی بال آهسته مرگ را به تن بیمارم تحمیل می کنم حالا دیگر به سوسوی چراغی در دور دست نمی اندیشم یک مشت آلوچه ،دو تا سیب سرخ و اتفاق کوتاه دستان تو در خوش خیالیهای من **** برو حالا که می روی بگذار بسوزم تا آخرین نفس این همه عشق بی ثمر برو و امیدی نگذار بر تاریکی روزگارم که من هنوز هستم بر سر راهی دشوار و بی انتها رو به مرگ. برو به جان نرگس و نسترن برو که ترس من از این همه دلواپسی نیست ابرهای بارانی خیسند ، از اوج بر سنگ فرش کوچه ها فریاد میزند من هم خسته ام برو خسته ام از این همه دیوانگی خسته از این شهر. حالا اوج بغض را تا آسمان فریاد خواهم زد حالا این همه علاقه را به گور خواهم برد اما تو برو بی من.

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دیشب که خوب می خوردین این چی چیه آوردین !؟ گروه کُر بانوان در مراسم پاتختی )) اینم یه مدلشه: این چی چی بود آوردین؟ گندشو در آوردین! دستت وبال گردنت با این کادو آوردنت هفت روز هفته خوردین همینو فقط آوردین؟!!!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

پسر گرسنه اش است ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم " ولی پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است!