•– - Mαт - –
کلاغ پـَر...؟؟ نه کلاغ را بگذاریم برای آخر ... نگاهت پـَر .... خاطراتت هم پـَر... صدایت ؛ پـَـــر .... کلاغ پـَر..!؟؟ نه ؛ کلاغ را بگذاریم برای آخـــر ... جوانی ام پـَر .... خاطراتم پــَر ... من هم ... پــَـــــر .... حالا تو مانده ای و کلاغ ؛ که هیــــــــــــچ وقت به خانه ش نرسید...
•– - Mαт - –
زندگی جیره ی مختصریست مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است مثل یک حبه ی قند زندگی را با عشق نوش جان باید کرد
•– - Mαт - –
برای تو .. برای چشمهایت !.. برای من .. برای دردهایم !.. برای ما .. برای این همه تنهایی ... ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند !!
•– - Mαт - –
شعرهایم را آغشته میکنم به خون دلم فرش قرمزی خواهم بافت... برای روزی که برمیگردی
•– - Mαт - –
یک روز از این شهر میروم این بار نه برای پیدا کردن خودم که برای گم کردن این آدمهای عوضی...
•– - Mαт - –
هی کافه چی؟ میزهایت را تک نفره کن... نمیبینی همه تنهاییم
•– - Mαт - –
باز هم این آسمان پر ابر شد رفتی و دنیا به کامم زهر شد من نمی دانم تو می خندی هنوز ! خواب فردا را تو می بینی هنوز ؟ ساده رفتی زندگی پیچیده نیست آنکه بر رویای من خندیده کیست !؟؟؟؟
•– - Mαт - –
مهم نیست هوا گرم باشد یا سرد من بـــهـــــــــــــــانه می گیرم و تــــــــــــــو دهانـــــم را ، با یک بـــــــــــــوســــــــه ببند...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 30 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 25 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 5 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 10 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 21 ساعت و 37 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist