دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد
مرد - مجرد
امتیاز: 294

دنبال‌شدگان

(24 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(65 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

محمد
محمد

سیگار ، موسیقی غمگین و یاد دوستانی که ازشون جا موندم

محمد
محمد

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است / وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

محمد
محمد

سلامتی ﮐﺎﺭﮔـﺮﯼ ﮐﻪ ﺻﺎﺣب ﮐﺎﺭش ﺑﻪ ﻧﺎ ﺣــــــﻖ ﺯﺩ ﺗﻮ ﮔﻮﺷــــﺶ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﻟﺒﺎﺳـــــﺸﻮ ﻋﻮض ﮐﻨﻪ ﺑﺮﻩ ﺧــــــﻮﻧﻪ ﺍﻣــﺎ !!!! ... ﯾﺎﺩ ﺧــــــﺮﺝ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﺮﯾﻀــــﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﯾﺎﺩ ﺍﺟـــــﺎﺭﻩ ﺧﻮﻧﻪ، ﺟﻬــــﯿﺰﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮش، ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸـــــﮕﺎﻩ ﭘﺴـــــﺮﺵ . . . ﺑﺮﮔـــــﺸﺖ ﺑﻪ ﺻﺎﺣب ﮐﺎﺭﺵ ﮔﻔــــــﺖ ﺑﺒﺨﺸـــــﯿﺪ

محمد
محمد

وقتی که برای همه کس ، همه کاری انجام میدی ولی در هنگام نیاز هیچ کسی برای تو کاری انجام نمیده

محمد
محمد

رفته ای...چون دشنه ای در سینه ام...

محمد
محمد

از جماعت زنان دلم گرفت / آن جماعت عظیم / روز جشن / صبح عید / یک کبوتر سفید بینشان نبود / جملگی سیاه / جملگی کلاغ / از اشعار منصور اوجی شیراز 11 مهر 1390

محمد
محمد

امشب اینقدر مشت خورده توی سرم که داره سرم میترکه حالا باید با این حال روزه بگیرم خو اخه این انصافه ؟

محمد
محمد

یه بار یه آهنگی رو اینقدر پخشش کردم دیگه صدای خوانندش گرفت

محمد
محمد

من احساس کبوتر بودنم را تازه فهمیدم...

محمد
محمد

امشب تولدم بود پا شدم رفتم باشگاه تمرین دستم رو شکوندم با پای چشم کبود و ساق ترکیده و دنده ی داغون آرنج خورد شده با اقتدار وارد خونه شدم هیچی دیگه آبروم رفت آخه یکی نیست بگه چته ؟ همون موقع که تست الکتروآنسفالو گرافی دادم واسه خلبانی و قبول شدم فهمیدم این تست از کسانی میگیرن که بالاخونه رو دادن اجاره که خوشبختانه بنده هم جزوش بودم اخه آدم باید احمق باشه که بشینه رو ایجکشن سیت یه شکاری با اون همه مواد منفجره زیرش یادش بخیر چقد با تیمسار سر این موضوع خندیدم هیچی دیگه خرم دیگه نظر شما چیه ؟

محمد
محمد

تا خرمنت نسوزد، احوال ما ندانی...

محمد
محمد

امشب تو باشگاه دستمو شکوندم آااااااخ که چقدر درد داره یخ هم میزاری روش خوب نمیشه

محمد
محمد

امروز چهارمین سالگرد شهادت شهید سرهنگ خلبان قادر اسدی هستش من به نوبه ی خودم به خانواده ی این بزرگوار تسلیت عرض می کنم عکس جسد بدون سر ایشون رو که دیدم خیلی منقلب شدم خداوند رحمتش کند و در بهشت برین با ابرار و اولیا محشورش کند عکس ایشون رو که در نمایشگاه پایگاه چهارم دزفول گرفته شده رو می تونید توی لینک ببینید

محمد
محمد

شبیه صحن "کلیسای نتردام پاریس " / تو رد شدی و خیالی پر از پرنده شدم

محمد
محمد

دکتر سلام ! روح و تنم درد می کند / چشمم ، دلم ، لبم ، بدنم درد می کند .......ذوق سرودنم ، کلمات نوشتنم / دکتر تمام خویشتنم درد می کند ..... احساس شاعرانگی ام تیر می کشد / حال و هوای پر زدنم درد می کند ..... دکتر نگفته های زیادیست در دلم / لب وا که می کنم ، سخنم درد می کند ..... می خواستم که لال بمانم به جان تو /دیدم سکوت در دهنم درد می کند