►ℳ@Ž@ђ£Я◄
غرور من که زسختی به کوه میمانست کمر به کشتن خود بست و خاک پای تو شد دلم که به همه بیگانه بود و یار نداشت چه دید در تو که اینگونه آشنای تو شد ؟
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
شنیدی باغبان چون گل بکارد / چه مایه غم خورد تا گل برآرد تو هم گل گشته بودی اندر این دل / ولی بی کود شدی مردی چه حاصل
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
.درکوچه های عشق دنبال منی / من فکر می کردم فقط مال منی این دل اسیر مهر روی توست نمی دانی ؟ / ای همرنگ چشم من ، تو فال منی
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت ، چند روزی هست حالم دیدنیست ، حال من از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفاءل می زنم ، حافظ فالم را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت ، ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم .
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 35 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه