دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

►ℳ@Ž@ђ£Я◄

هیچـﮮ بآبآ فـَـقـَـط בُچآر نَوسآنـــآت شَخصیَتـــی اَم . . . درباره »
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مرد - مجرد
امتیاز: 5715

دنبال‌شدگان

(660 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(750 کاربر)

گروه‌ها

(79 گروه)

بازدید

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1231161_707087332639321_1733832958_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یــه روزَم آسـِـمــون مَــنَــم میــشــه . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم دریاب مرا ساقی والله که چنینستم ای ساقی مست من بنگر به شکست من ای جسته ز دست من دریاب کز آن دستم بستان قدح از دستم ای مست که من مستم [فایل]

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

حکایت جالبی ست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند [فایل]

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقـــــــــــــــان عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد امروز کسی محــــــــــرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یـــــــار کسی نیست

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

روزی فکر میکردم هدیه ای هستی از طرف خدا اما امروز فهمیدم تقاص اشتباهاتم بودی . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

من خیلی خوشحال بودم ! من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم. والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…! اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی ! سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت : اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………….! من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…! یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…! ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچ

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

لبریز غزل بیا همی آهسته چون آیه بخوان مرا کمی آهسته آهسته مرا رها بکن از سر عشق تا در تو رها شوم دمی آهسته

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

عیبی ندارد،باز هم خودت را بزن به آن راه! خودت را که به آن راه می زنی میخواهم تمام راه های دنیا خراب شود !

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

آدم‌ها شما را به خدا اگر قصد عاشقی دارید عاشق همان شوید که هست نه عاشق بتی که قرار است از او بسازید …

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

وقتی میخوای با یکی دوست شی کدوم یکی از اینا برات بیشتر اهمیت داراه؟ 1-تیپش 2-چهرش 3-اندامش 4-اخلاقش 5-وضع مالیش 6-معرفتش 7-شهرتش 8-اصالتش 9-تحصیلاتش 10-خوش روییش

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم شعر و غزل و دوبیتی آموخته ایم در عشق که او جان و دل و دیدۀ ماست جان و دل و دیده هر سه را سوخته ایم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

از غـــم رفتنت دیگه پاره شد بند دلم/ خونه ی نو یار جدید مبارکــــت باشه گلم چه بی خبر بخت تو شد نگفتی که منم بیام / باشه ولی من از خدا خوشبختیتو فقط میخوام

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره؟” و تو جواب میدی “خوبم!” کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: “میدونم خوب نیستی…

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

استعداد عجیبی در شکستن داری ، قلب ، غرور ، پیمان استعداد عجیبی در نشستن دارم ، به پای تو ، به امید تو ، در انتظار تو …

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

سوختن قصه ی شمع است ولی قسمت ماست / شاید این قصه ی تنهایی ما کار خداست آنقدر سوخته ام با همه بی تقصیری / که جهنم نگزارد به تنم تاثیری …

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
kristen-stewart-1920x1200-37292.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

فروغ چشم پر آبم تو هستی / دلیل اینکه بیتابم تو هستی اگرچه آدمی ناچیز هستم / خدا را شکر دنیایم تو هستی