دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mohmmad
مرد - مجرد
امتیاز: 3100

دنبال‌شدگان

(579 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(409 کاربر)

گروه‌ها

(38 گروه)

بازدید

mohmmad
mohmmad

شلااام

mohmmad
mohmmad

دلـت را بتـکان ... غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن اشتباههایت وقتی افتاد روی زمین،بگذار همانجا بماند فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش قاب کن و بزن به دیوار دلت دلت را محکم تر اگر بتکانی، تمام کینه هایت هم می ریزد و تمام آن غم های بزرگ و همه حسرت ها و آرزوهایت ... باز هم محکم تر از قبل بتکان تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد

mohmmad
mohmmad

دعای باران چرا ؟ دعای عشق بخوان ! این روزها دلها تشنه ترند تا زمین ها ! خدایا کمی عشق بباران ...

amirali
amirali

اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است! اینجا گم که مى شوى به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند .

این ارسال را بازنشر کرده است.
mohmmad
mohmmad

هرکس یه تیکه از وجودشو تو گذشته جا گذاشته! گاهی فکر میکنم من یه تیکه ی بزرگی از وجودمو تو اون دفترهای پر از خاطرات تلخ و شیرین جا گذاشتم و هیچ کاری از دستم برنمیاد جز اینکه بگم "یادش" بخیــــر! و یه لبخند تلخ بشینه کنج لبم و بعد سعی کنم ادای یه آدم بزرگو دربیارم که خب زندگیه،عمره میگذره وحسرت نداره که! مهمتر ازون خاطراتم هست

mohmmad
mohmmad

درين ماتم سراي سردو خاموش منم بازيچه ي دستان مرگم منم با كوله باري از ترنم هنوز در حسرت اغوشي گرمم

mohmmad
mohmmad

عضي وقتا آدما الماسي تو دست دارن.بعد چشمشون به يه گردو مي يوفته. دولا مي شن تا گردو رو بردارن,الماس مي يوفته تو شيب زمين,قل مي خوره و توعمق چاهي فرو مي ره. بعد مي دوني چي مي مونه؟ يه آدم... يه دهن باز... يه گردوي پوك... يه دنيا حسرت...

mohmmad
mohmmad

عشق" انسان را داغ مي كند و "دوست داشتن" انسان را پخته هر داغي روزي سرد مي شود ولي هيچ پخته اي ديگر خام نمي شود.

mohmmad
mohmmad

من تشنه صدای تو بودم که می سرود در گوشم آن کلام خوش دلنواز را چون کودکان که رفته ز خود ؛ گوش می کنند افسانه های کهنه لبریز راز را آنگه در آسمان نگاهت گشوده گشت بال بلور قوس و قزح های رنگ رنگ در سینه قلب روشن محراب می تپید من شعله ور در آتش آن لحظه درنگ گفتم خموش « آری » وهمچون نسیم صبح لرزان و بیقرار وزیدم به سوی تو اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم در سینه هیچ نیست بجز آرزوی تو ....

mohmmad
mohmmad

تنها یک برگ مانده بود .... درخت گفت : منتظرت می مانم ! برگ گفت : تا بهار خداحافظ ! بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود ....

mohmmad
mohmmad

ایجا زمین است ... زمین گرد است ! ... تویی که مرا دور زدی ... روزی به من خواهی رسید ...

mohmmad
mohmmad

چون قطره اي از سيل جدا افتادم / غلتيده به خاك ، بي صدا افتادم / من اشكم وهي زمين مرا مي بلعد / انگار كه از چشم خدا افتادم ... !

parinaz
parinaz
توسط موبایل

همیشه شعله های بزرگ ناشی از جرقه های کوچک است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

این ارسال را بازنشر کرده است.
mohmmad
mohmmad

سلاااااااااااااااااااام دوستاااااااااااااااااان گل