دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mohmmad
مرد - مجرد
امتیاز: 3100

دنبال‌شدگان

(579 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(409 کاربر)

گروه‌ها

(38 گروه)

بازدید

mohmmad
62134087749312584023[1].jpg mohmmad

قاتل حرفه ای

mohmmad
mohmmad

روباهی موبایلی دید به دست گرفت و زود پرید زاغه از بالای درخت گفت پایین آنتن نمیده بده برات شماره بگیرم. روباه تا موبایل رو داد زاغ گفت: این بجای قالب پنیر سوم ابتدایی!

mohmmad
mohmmad

قبلنا باباها ٧ تا دختر شوهر می دادن همشون هم خوشبخت می شدند، الان: یه دختر را ٧ بار شوهر میدن آخرش برمی گرده خونه باباش

mohmmad
mohmmad

به غضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

mohmmad
mohmmad

گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توی دنیا یه قلب هست که فقط برای تو میتپه اونم قلب خودت .

mohmmad
mohmmad

سلام دوستان عزیز

mohmmad
mohmmad

سلام دوستان عزیزi/icons/s43.gif

mohmmad
mohmmad

بای خدا حافظ دوستان i/icons/a3.gif

mohmmad
mohmmad

سلامتی پوشک، که هیچ‌وقت تو بچگی پشتمونو خالی نکرد!

mohmmad
348ht81.jpg mohmmad

شبی در شهر چشمانت فقط یک رهگذر بودم ندیده دل به تو دادم شدی سلطان و معبودم

mohmmad
mohmmad

موج ، اگه میدونست که ساحل هیچوقت دستشو نمیگیره ، هرگز برای رسیدن بهش ، نفس نفس نمیزد

mohmmad
mohmmad

ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود. همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟ آن مرد گفت : نه ... ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم!

mohmmad
mohmmad

ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند بچه ها درس نخوانیدکه لیسانس ها بیکارند !

این ارسال را بازنشر کرده است.
mohmmad
mohmmad

به حیف نون می گن چرا درس می خونی؟ می گه درس می خونم تا دکتر بشم، مطب یزنم، پول دربیارم، برم نیسان بخرم، باهاش کار کنم!

mohmmad
mohmmad

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد: گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!