یکی هست یکی نیست یکی صفر یکی بیست/یکی نسیه یکی نقد یکی طلاق یکی عقد/یکی باخته یکی برده یکی زندس یکی مرده/یکی اشک و یکی آه یکی خنده ی بیگاه/یکی داغ یکی سرد یکی سرخ و یکی زرد
رشگم آید که تو حیدر بابا/بوسی آن دست که خود دست خداست/راستان دست چپ از وی بوسند/که خدا بوسد ازو دست راست/در امامت به نماز جمعه/صد هزارش بخدا دست دعاست/من بیان هنرم یک دل و بس/اون عیان هنر از سر تا پاست/او شب و روز برای اسلام/پای پویا و زبان گویاست/او چه بازوی قوی و محکم/با امامی که ره و رهبر ماست/شهریارا سری افراز به عرش/کو نگاهیش به حیدر باباست
نه دگ چون به خودمم قول دادم گریه نمیکنم ولی اون موقع ها چرا زیاد ..
یعنی بعضی جا ها پا به پای امیر گریه میکردم ..
اونجاش که داشت عکس شهاب رو میکشید ...
وای
حالا هرچی....
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 5 دقيقه قبلمطی واقعا ناراحتی؟
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 3 دقيقه قبلآره
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 3 دقيقه قبلچرا؟
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 20 ساعت قبلنمی دونم همینجوری...
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 20 ساعت قبل