دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مهدی

کاش میتونستم بعضیارو از این فلاکتی که توش غرق شدن نجات بدم ولی حیف...{-61-} درباره »
مهدی
مرد - مجرد
امتیاز: 4792

دنبال‌شدگان

(51 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(532 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

مهدی
مهدی

پروفایلای خصوصی شده رو نه لایک میکنم نه دنبال میکنم بیخود خصوصی ندین.

مهدی
مهدی

لطفا خودت زحمت اين «بي» را بکش ... بگذارش جلوي معرفت .. بچسبانش تنگٍ نام قشنگ خودت ... من دلم نمي آيد از اين کارها بکنم

مهدی
مهدی

در خود خزيده ام که به آغوش هاي نيمه ماندگار خطور نکنم

مهدی
مهدی

بی هوا از جاده ها گذر نکن...! گوش ده به آوای این مسیر ها که چه آموزگاریست ، سفر...

مهدی
مهدی

@Peyman چه شیرین اند...حروف الفبا! وقتی... آرام و آهسته: می خوانند چشمانت را.....

مهدی
مهدی

@*فرياد* مـــــــــرا با بـی کــــران ِ دریــــــــا نسبتــی نیــس! من مــاهی رودخـــــانه های چِشـــــم ِ تــــوام !

مهدی
مهدی
توسط موبایل

، نــمـی فـهمـنـت …. تـرجـمـه ات مـیـکـنـنـد ؛ آن هـم بـه زبـان خـودشـان!

مهدی
مهدی
توسط موبایل

اگه زندگیم در یه کاسه آب خلاصه می شد اونو بدرقه راهت می کردم…

مهدی
مهدی
توسط موبایل

مرورگرام همه داغون شدن هیچ کاری نمیتونم بکنم

مهدی
مهدی

یه گدا اومد جلو مامانمُ گرفت و گفت:خانم بچم سوخته و سیریش شد که 10 هزار تومن بهش بده مامانم... مامانم(عصبانی):خانم پول ندارم، باور کن بچه منم مریضه...نگاش کن(اشاره به من)...مریضی مغزی داره،هیچی نمیفهمه،20 ساله دارم خرجش میکنم خوب بشو نیست...سوختگی خوب میشه ولی مرض مغزی لاعلاجه گدا با لحن دلسوزی:خانم ایشالا خوب میشه پسرت و رفت مامانم ^_^ بچه ی گدا :خخخخخخ گدا من: (-_-)

مهدی
مهدی

@دریـــا یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می‌خوند که زنش یهو ماهی تابه رو می‌کوبه سرش. مرده میگه: برا چی این کارو کردی؟ زنش جواب میده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تیکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم "جنى" نوشته شده بود ... مرده میگه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب‌دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش "جنی " بود. زنش معذرت خواهی می‌کنه و میره به کارای خونه برسه. سه روز بعدش مرد داشت تلویزیون تماشا می‌کرد که زنش این بار با یه قابلمه بزرگتر کوبید رو سر مرده که تقریبا بیهوش شد. وقتی به خودش اومد پرسید: این بار برا چی منو زدی؟ زنش جواب داد: آخه اسبت زنگ زده بود.

مهدی
مهدی

بدتر از رفتن، گندیست که انسانها به باور یکدیگر می زنند !

مهدی
مهدی

اين چرنديـ ـات كه می نويسم و كسی نمی خواندشــان ، همه شان برای روز مبـ ـاداست ... وقتــی بيايی ... همه را پرت می كنــم جلويتـ ــ‌...! تا بدانی چه گذشتــ وقتی كه نــ ــبــ ــودی ....

مهدی
مهدی

دلـــــم ، پیـــرمــرد ِ حـلّاج را مـی خـــواهــد ! تــا پـنـبـه هــای ِ گــره خــورده ی دلـتـنـگی ام را آنقـــدر بــــزنــد تــا ، بـــاز شـــود !

مهدی
مهدی

ایـنـکـــه میـان دسـتـانَـت لـحـظـه ای* چـشـــم هــــایــــم را بـبـنــــدم… و دنـیــــا بـــه سکـوت صـــدای* نَـفَـس هــایَـت فــــرو رَوَد نمیــــدانــــــی* … چه هـیـجـــانــــی* ست

مهدی
مهدی

پـــُر از حِس نَبودن اَست ثانیه هایی کِه هَستی..وقتی نِگاهَت جای دیگرســتْ...