راهروي بيمارستان – روز – داخلي مردي جوان در راهروي بيمارستان ايستاده، نگران و مضطرب. در انتهاي کادر در بزرگي ديده مي شود با تابلوي "اتاق عمل". چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج مي شود. مرد نفسش را در سينه حبس مي کند. دکتر به سمت او مي رود. مرد با چهره اي آشفته به او نگاه مي کند... دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کرديم تا همسرتون رو نجات بديم. اما به عل ت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون براي هميشه فلج شده. ما ناچار شديم هر دو پا رو قطع کنيم، چشم چپ رو هم تخليه کرديم... بايد تا آخر عمر ازش پرستاري کني، با لوله مخصوص بهش غذا بدي، روي تخت جابجاش کني، حمومش کني، زيرش رو تميز کني و باهاش صحبت کني... اون حتي نمي تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسيب ديده... با شنيدن صحبت هاي دکتر به تدريج بدن مرد شل مي شود، به ديوار تکيه مي دهد. سرش گيج مي رود و چشمانش سياهي مي رود. با ديدن اين عکس العمل، دکتر لبخندي مي زند و دستش را روي شانه مرد مي گذارد. !!!!!!دکتر: هه! شوخي کردم... زنت همون اولش مُرد
@رهـــــــــــ ـا دیروز هرچی زنگ میزدم به دافی جواب نمی داد دیدم بعد افطار خودش داره زنگ میزنه ، جواب دادم و پرسیدم که چرا صبح هر چی زنگ زدم جواب نمی دادی ؟ گفت روزه بودم نباید صدای نامحرم رو میشنیدم من اپراتور اول اپراتور دوم مراجع تقلید انواع رساله ها
نمیدونم سوادت چقد هستش ولی گوگل موتور جستجو هستش نه منبع اطلاعات. هر وقت بخوای یه منبع رو ذکر کنی باید لینک دقیق اونو بزاری . گوگل دات کام که منبع حساب نمیشه. افتاد
زن به محض ورود شوهرش به طرف او رفت و گفت: عزیزم نمیدونی واسه جشن تولدت چی خریدم!!! مرد تشکر کرد و گفت: حالا بگو ببینم چی خریدی؟ زن گفت : صبر کن برم بپوشم و بیام!!!!!
هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
همیشه با تو با تو بوده ام همیشه و در همه جا با تو نفس کشیده ام با چشمان تو دیده ام ، مرا از تو گریزی نیست چنانکه جسم را از روح و زمین را از اسمان و درخت را از آفتاب تو دلیل من برای حیات بودی و هستی و چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام علت بودن من تو هستی پاسخ من به اغاز و پایان زندگی این است : همیشه با تو
عمرا کسی که پروفایلش خصوصی باشه رو دنبال کنم
تو پروفشم نمیرم 
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبل
باریک 
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 33 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 30 دقيقه قبلسروین چی گفت؟؟؟؟
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 29 دقيقه قبل
فوش دادم باووو 
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 25 دقيقه قبل