بخوان این آخرین شعرم را که با یاد تو می گویم
و با هر جمله ای صد واژه می گریم
که آن تک لاله ی گلزار اُلفت را
دگر هرگز نمی بویم
چو می دانم تو را زین پس نخواهم دید
و دیگر من گلی از باغ گل هایت نخواهم چید
بخوان این آخرین شعرم را که با یاد تو می گویم
دو چشمم خیره بر یک نقطه از دیوار
نگاهم مات و بی روح است
و دل سرشار اندوه است
که ز این پس چهره زیبای تو
تصویر قاب چشم مشتاقم نخواهد بود
دو صد لعنت بر این بدرود
بدان شاید که در شعرم نگنجی باز
و با مرغی دگر شاید کنی پرواز
ولی من آشیان عشق پاکم را
به رسم یادگاری پاس خواهم داشت
و در هر گوشه اش تک بوته های یاس خواهم کاشت
منم شاید زمانی با دلی دیگر بیامیزم
و شاید تا ابد از عشق بگریزم
به یادت باز می گریم
به یادت باز می خندم
ولی من دفتر آن خاطرات با تو بودن را
بدان هرگز نمی بندم
بخوان این آخرین شعرم را که با یاد تو می گویم
اگر در این زمان دنیا غم انگیز است
اگر گلزار عشق و عاطفه در خواب پاییز است
به جان من آرزو دارم
که فردا در دل پاک و پر از مهرم
نسیمی خوش، معطر از بهار آید
دوباره لاله ی عشقی ببار آید
خداحافظ تو را زین پس درون سینه می جویم
بخوان این آخرین شعرم را که با یاد تو می گویم
در آسانسورو باز كرده كوبونده نو سر من از درد اشكم در اومده ميگه آخي دردت اومده؟؟؟ميگم پـَـــ نــه پـَـــ ديدم شب جمعه اس ياد مردهامون افتادم يه ديده اي تر كردم....
عمرا کسی که پروفایلش خصوصی باشه رو دنبال کنم
تو پروفشم نمیرم 
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 52 دقيقه قبل
باریک 
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 51 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبلسروین چی گفت؟؟؟؟
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبل
فوش دادم باووو 
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 44 دقيقه قبل