دوستان یه مطلبی .... من خودم یه کارگاهی ساختمانی هستم .... بعد واسه ساختِ ساختمون نیاز به انواع سنگ مرمر ، گرانیت و غیره داره دیگه .... حالا زنگ زدم اصفهان واسه سفارش سنگااااااا .... حدود ده تار بار کامیون هم میشه ..... حالا هرموقع میگیم خواستی کامیون رو بفرستی سوغاتی اصفهان یادت نره هااااااااااااا ... تا حالا 6 تا بارش اومده ... تو هر باره سنگ هم یه راننده متفاوت ..... جالب اینکه به هر کدوم هم میگیم سوغاتی پس چی شد ..... جواب مشترک همگیشون .... میگه ااااااااااِ ِ چرا زودتر نگفتین پس به من ..... انشالله تو بار سنگ بعدی حتماً سوغاتی میاریم ..... .... ما هم میگیم باشه ... تو گفتیو ما هم باور کردیم ....
یك روزی هم میرسد كه توی داستان زندگیات خودت نقش آن پیرمرد یا پیرزن را كه دیگران برایش دل میسوزانند را بازی میكنی. یك روز از راه میرسد كه خودت میشوی آن كسی كه عمرش به دنیا نبوده و حالا روی دوش دیگران دارد تشییع میشود. یك روز میرسد كه تو از زبان دیگران روایت میشوی با فعلهای گذشتهی بی بازگشت..../
نمی دونم که این روزا، توی دلت چی میگذره من هنوزم فکر توام، اما دلت بی خبره نمی دونم چطور باید، حرفمو راحت بزنم فقط بدون تو قصّمون، من دلتو نمی شکنم ...شب همگی خوش
nice
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 24 دقيقه قبلtnx
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 23 دقيقه قبلlike



13 سال و 2 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 10 دقيقه قبلممنونم
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبل