امروز صبح 8 کلاس داشتیم بعد یکی مارو اغفال کرد کلاسو پیچوندیم دیدیم دانشگاه خلوته رفتیم وسطی بازی کنیم یکم که بازی کردیم انتظامات اومد بهمون گیر داد البته ما فرار کردیم بیچاره پسرا دعوا شدن خو چرا آخه مگه چیکار کرده بودیم؟!
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن…..
nice
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 6 دقيقه قبلtnx
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبلlike



13 سال و 2 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 53 دقيقه قبلممنونم
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 10 دقيقه قبل