بیرون بودم، خواستم آژانس بگیرم بیام خونه، یه دفتره آژانس بود همیشه اون جا! دیدم نیست!رفتم پارکینگ بغل پرسیدم که دفتر کجا رفته؟ گفت: پایین تر. بعد چشاشُ ریز کرد، با صدایِ کش دار گفت: کجـــا میری !!!؟؟ // بدون توجه بهش رفتم اما توی راه که داشتم میرفتم هی با خودم میگفتم: کجا میری و مرض، کجا میری و دردِ بی درمون خلاصه همینجور هی غر غر میکردم و میرفتم ، در این حد که ماشینی که از روبرو میومد رو ندیدم و همینجوری رفتم جلوش! راننده میخواست خفه ام کنه
مینـویـسـم ........ پـاک میکنـم #مینـویـسـم ........ پـاک میـکنـم #املایـم بد نیست , از تکرار اسـمت #لـذت می بـرم , برایت می نویـسـم ... " دلتنـگم " ... می دانـم که نمی خوانـی ... ولی ... می دانـم که میدانـی .
لذتی که در خوابیدن سر کلاس درس 3 واحدی سخت استاد سخت گیر هست تو خوابیدن لای پر قو در سواحل آنتالیا نیست حالا لذت قبولی با تقلب توی همون درس بماند اصلا کلمات در توصیفش عاجزند...
nice
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 53 دقيقه قبلtnx
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبلlike



13 سال و 2 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 39 دقيقه قبلممنونم
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 57 دقيقه قبل