دلگیر که میشم بعد از خنده هام دلم میخواد بنویسم فقط برای تویی که باعث دردی ....گاهی دردهایی میان که خودمم نمیدونم از کجا و چرا میان ؟ نمیدونم چطور اروم کنم خودمو بی تو ...
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم / با اشک ، تمام کوچه را تر کردم وقتی که شکست بغض تنهایی من ، وابستگی ام را به تو باور کردم ساعتو نمیشه فهمید ، اگه بی تو سپری شه . طاقت دوری ندارم ، نمیتونم مگه میشه ؟
زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم همه ی عمر دمی بود و نمی دانستیم حسرت رد شدن ثـانیه های کوچک فرصت مغتنمی بود و نمی دانستیم تشنه لب عمر به سر رفت و به قول سهراب آب در یک قدمی بود و نمی دانستیم
nice
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 56 دقيقه قبلtnx
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 55 دقيقه قبلlike



13 سال و 2 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 42 دقيقه قبلممنونم
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 11 ساعت قبل