درد دل که می کنی؛ ضعف هایت را، دردهایـت را، می گذاری تـوی سینی و تعارف می کنی که هر کدامش را که می خواهنـد بردارند، تیـز کننــد، تیـغ کننــد، و بـزننـد بـه روحـت!!!!
توی این شبای دلگیر تو بیا پناه من باش توی تنهایی شکستم بیا تکیه گاه من باش دلم از غربت اینجا بی تو بدجوری گرفته بیا می دونم که یادم هنوز از یادت نرفته نذار اون نگاه آخر، آخرین وداع ما شه دل بِده به خواهش من؛ دستامون نذار جداشه دوباره منو صدا کن ببرم تا لب رویا بی تو امروز رو نمیخوام ،برسون منو به فردا

14 سال و 3 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 36 دقيقه قبللایک هامون
14 سال و 3 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 36 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 21 دقيقه قبلسلام خوبی
س لام


14 سال و 3 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 20 دقيقه قبلمرسی
خوبی؟
مرسی منم خوبم

14 سال و 3 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 1 دقيقه قبل