حامد*مهدی سابق*
اتل متل زباله گاو قلي باحاله هم شير داره هم آستين شيرشو بردن فلسطين بگير يک زن راستين اسمشو بگذار حکيمه که چادرش ضخيمه
حامد*مهدی سابق*
و من اینجا باید با افتخار تمام اعلام کنم که تعداد دنبال کنندگانم از مرز 200 نفر گذشت
حامد*مهدی سابق*
سلام ..............صبح همگی بخیر
حامد*مهدی سابق*
واژه ی عشق به معناي حريم امنيست دور محدوده ي تنهایيمان و تو اين معنا را چه غلط فهميدي كه به تنهايي من سنگ زدي و به شيدايي من خنديدي. خنده ات آتش شد آتشش بال و پرم را سوزاند و تو اين را ديدي باز میخندیدی! تو چه میفهمیدی؟ تو نميفهميدي.
حامد*مهدی سابق*
روزگاریست همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند دیو هستند ولی مثل پری می پوشند گرگ هایی که لباس پدری می پوشند آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند عشق ها را همه با دور کمر می سنجند خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد
حامد*مهدی سابق*
غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا آمد خار خنديد و به گل گفت سلام و جوابي نشنيد خار رنجيد ولي هيچ نگفت ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود دست بي رحم كه آمد نزديك گل مغرور ز وحشت پژمرد ليك ناگاه ! خار در دست خليد و گل از مرگ رهيد ! صبح فردا خار با شبنمي از خواب پريد ! گل صميمانه به او گفت سلام خار صميمانه به او گفت : عليك !