حامد*مهدی سابق*
به علت بی علت بودن!به دنبال علت میگردم برای رفتنت...
حامد*مهدی سابق*
با خوردن اگر حال تو جا می آید
خوش باش که ایام صفا می آید
آماده به حمله باش در این شب عید
وقتی که صدای ربنا می آید
حامد*مهدی سابق*
بسوزد دلت که سوزاندی دلم را به ویرانی کشاندی منزلم را فکندی زیر پا احساس و شورم نکردی رحم، حتی بر غرورم
حامد*مهدی سابق*
گلارو گول می زنن ابـــــرای کپک زده /برای یه قطـره آب دل غــنچه لک زده
حامد*مهدی سابق*
دیو جنگ در مزرعه بذر مرگ پاشیده است داس انفجار از زمین باغ یاس را چیده است
حامد*مهدی سابق*
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد
حامد*مهدی سابق*
آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا مي کرد
" کـــــــاش بنزين مرا نيـــــز مهيّــــــــــا مي کرد!
پمپ بنزين و صف و کارت و منِ پيت به دست...
" کــــــاش مي آمد و از دور تماشا مي کرد...
حامد*مهدی سابق*
روزگاریست همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند دیو هستند ولی مثل پری می پوشند گرگ هایی که لباس پدری می پوشند آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند عشق ها را همه با دور کمر می سنجند خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد