وقتی خواستن ها بوی شهوت میدهند وقتی بودن ها طعم نیاز دارند وقتی تنهایی ها بی هیچ یادی از یار با هر کسی پر میشود وقتی نگاه ها هرزه به هر سو روانه میشود وقتی غریزه احساس را پوشش میدهد وقتی انسان بودن آرزویی دست نیافتنی میشود دیگر نمی خواهمت نه تو را و نه هیچ کس دیگر را . . .
ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد ؛ از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم ! امـا …. حقیقـت اینه که : از دست دادن ِ خــودمـون ، و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم …. گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره … !!
سلام داداش.شرمنده امروز یه جایی کار داشتم نتونستم بیام.
راستی تو این گروه باید پستی كه میزاری با حرف آخر پست قبلی شروع کنی.مثلا تو این پست باید با "ت"شروع میکردی
آدم هـا می آینـد…. زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد … امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری ، در حالـی کـه زنــده ای
در سرزمینی که زنـــانش تمام شرافت من را به جیبم میدانند؛ بی شرف باشم اگر تمام خاطراتم را به "سینـــــه های دختری" نفروشم . بگذار فروغ هم درگور بلرزد، دیگر نمیتواند بگوید "مرا به حرکت کرمی در خلع گوشتی چکـــــار"