من هم خودم هستم
فکر می کنم اونایی که تو دنیای مجازی دروغ می گن تو دنیای واقعی هم همیشه سعی می کنن خودشونو طور دیگه ای جلوه بدن و تا این مشکل با خودشون حل نکنن چیزی عوض نمیشه
بین چندتا خانم نشستم اونا هم واسه همدیگه محبت تیکه پاره میکنن !!انگار ما اضافه ایم؟؟؟باشه رفتیم یا علی
خدا تو بیا باهام حرف بزن منم با تو تا دلم نترکه از تنهایی
بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی در سراسر اماکن خصوصی و عمومی کشور؛ به بررسی روند رشد و نمو یک کودک (پسر) از مهد کودک تا پیری میپردازیم: اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در حال برگشت از مهد کودک است.
2) 3 سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه:
راننده رو به بچه های داخل سرویس: همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!
جواد: رضا رضا، دختر چیه؟
3) 5 سال بعد از 3 سال؛ زنگ تفریح؛ مدرسه راهنمایی:
رضا: جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.
جواد: چی؟
رضا: دختر! دختر! بالاخره دیدم!
جواد: جون مادرت؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا!
4) 4 سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا:
رضا: جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا
جواد: رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد. صداش خیلی عجیب غریب بود. یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم؟!
رضا: تو چی گفتی؟
جواد: گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد!
5) 6 سال بعد؛ دانشگاه:
جواد: رضا راسته میگن پشت این دیواره پر از دختره ؟!
رضا: آره منم شنیدم. میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن؟
6) چند سال بعد، شب خواستگاری:
جواد: ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید؟!
7) چند ماه بعد، شب ازدواج:
جواد: خوب الان باید چیکار کنیم؟!
خانم: هیچی دیگه، خسته ایم باید بخوابیم. شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!
8) خیلی سال بعد، دوران کهولت:
جواد: دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید؟
خانم: از کجا بیاریم. تو جهیزیه من که بچه نبود، تو چرا نخریدی یه دونه؟
احسنت



14 سال و 10 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 42 دقيقه قبلنوکرتم
14 سال و 10 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 34 دقيقه قبل