یه دستگاهی باید اختراع بشه ... این قر و غمزه رو از صدای دخترا حذف کنه ... تا آدم بفهمه چی میگن ... یه جور نویزگیر تقریبا ! مخترعین عزیز دست بجنبونید ...
آرزوی دخترا.... کاش میشد واسم خواستگار می اومد! بعد من میگفتم : شما اومدین منو بگیرین؟ اونام می گفتن : بلــــــــــــه! بعد منم میدویدم و داد میزدم: اگه میتونین منوبگیرین ، اگه میتونین منوبگیرین! خلاصه همینجوری تا شب بازی می كردیم
- آقا به خدا ایشون خواهر من هستند... - من پلیس راهنماییم، اگه ایشون مادرتون هم باشن، بازم دلیل نمیشه دو نفری با هم پشت فرمون بشینین! ( قسمتی از گفتگوی یارو با افسر راهنمایی رانندگی)
دختر : مامان خواستگاری که میخواد بیاد ازم ۲۳ سال بزرگتره مادر : چی میگی؟ میخوای با یکی همسن بابات ازدواج کنی ؟ دختر : بهم گفته میخواد زنشو طلاق بده مادر : مگه زنم داره ؟ دختر : آره سه تا هم بچه داره مادر : وای خدای من ، آخ قلبم ! دختر : ولی خیلی پولداره ، چند تا برج ساخته که یکی از اونا برج میلاده ! مادر : بگو ببینم خیلی دوستش داری ؟! ....
بنده خدا به زنش میگه خانم من امروز جووون یه نفر رو نیجات دادم ! زنش میگه : ای وای آقا ! راس میگید ؟! چطور ؟؟!! بنده خدا میگه : به یه فقیری 1000 تومن کمک کردم ! دیدم داره از خوشحالی میمیره ! ازش گرفتم !!!