صدای پای باران
مناجات من از آن تو ای که همه جا می یابمت و می شنوی صدایم را. آه که جرمم بزرگ و بزرگتر می شود و شرمم کمتر و کمتر
صدای پای باران
داغی هوا اجازه نفس کشیدن نمی دهد. می دانم...! نمی دانم...! چه می کشی؟ چه می کنی با این دل پر تاول؟ داغی هوا اجازه نفس کشیدن نمی دهد.
صدای پای باران
بگذار مردم به انبوه لباس هایم در گرمای این روزگار بخندند. مهم نیست... دلشان شاد، لبشان پر خنده. با دلم چه می کنند؟
صدای پای باران
کن یو اسپیک انگلیش؟ نه؟ چه خوب! چون من هم جز این زبان زبان دیگری نمی شناسم. چه فرقی می کند؟ وقتی هم زبانی ندارم!
صدای پای باران
نمی دانم چرا چند هفته است که همه از گرمای این روزها می نالند. شاید راست بگویند... من که نمی فهمم. شاید تقصیر من است... چند هفته است این روزها را آتش می زنم...
صدای پای باران
خدايا! اي نزديكتر از من به من خدايا! اي عاشق حقيقي من خدايا! اي همدم لحظه هاي تنهايي ام خدايا! اي درمان همه دردهايم خدايا! در انتظارم در انتظار رحمت تو كه هزاران بار بر من فرو فرستاده اي. تو خود خوب مي داني كه آرزوهايم پاياني ندارد ولي باز هم خدايا به من بياموز چگونه عشق بورزم و مهر را از تو طلب كنم تا شايد انسان بودن را تجربه كنم
صدای پای باران
نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از جنس زمینم و خوب می دانم که گل در عقد زنبور است اما یک طرف سودای بلبل، یک طرف بال و پر پروانه را هم ...دوست میدارد ... نیا باران پشیمان میشوی از آمدن زمین جای قشنگی نیست در ناودان ها گیر خواهی کرد من از جنس زمینم خوب می دانم که اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند. در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند. نیا باران زمین جای قشنگی نیست
صدای پای باران
۱- آدما عادت کردند به ندیدن ۲- آدما عادت کردن حق خوری کنند ۳- بعضی آدما عادت کردند به دروغ گفتن ۴- بعضی اشون هم به دروغ شنیدن عادت کردند ۵- عادت کرده ایم که خدا را فقط مواقعی که گرفتاریم بخوانیم ۶- عادت کرده ایم وقتی کاری داریم سراغی از هم بگیریم ۷- به عادت کردن کلا" عادت کرده ایم.................
صدای پای باران
با صورت هزار ساله مانند روزهای شیر خوارگی ام ، می خندم هنوز نمی دانم راه و چاه یعنی چه ! اما لابد چیزی در خاک باغچه هست که من اینطور برای روئیدن تلاش می کنم ...
صدای پای باران
دل آدمها به اندازه حرفهاشون بزرگ نیست...اما اگه حرفهاشون از ته دل باشه میتونه بزرگترین آدمها رو بسازه...
صدای پای باران
بخواه بهت خواهند داد. بجو،خواهي يافت به در بكوب، به رويت باز خواهد شد. زيرا هر كسي كه مي خواهد دريافت مي كند. جوينده،يابنده است. بله هركسي به دربكوبد به رويش باز خواهد شد.
صدای پای باران
از عطر نگاه باغ ها دانستم نام دگر بهار ، لبخند خداست ...