صدای پای باران
نگارا نگارم از چه؟ از راز آن پروازهای عاشقانه یا از سر این ماندن؟ که هر آینه آن راز و این اسرار تنها تو دانی و تو... چه فایده گفتن از چشم هایی که دوست دارد بر زمین های سوخته خرمشهر برکتیبه های آن بگوید که ترکش خورده و نای باریدنش نیست. او از تبار آنهاهاست آنجایی که تانک ها می غریدند و شهر آتش گرفته بود. همان جا که زمزمه ای در گوش نخل ها بلند شد و پیچید.
صدای پای باران
مادر جان.... آنجا که قدر تو چون شب قدر شد نهان//دیگر شگفت نیست که قبرت نشان نداشت
صدای پای باران
فاطمه آیینه ی حیدر نماست فاش بگو: فاطمه شیر خداست.چیست در آینده حیرت فزا ؟ یک دل طوفانی غیرت فزا.آینه در آینه تکثیر شد. آینه خندید جهانگیر شد.فاطمه خود کیست؟ نمود علی! کیست علی؟ فاطمه منجلی ! فاطمه ای مذهب و آیین من! آیینه روشنی دین من.فاطمه ای مادر آزادگی.وی تو صمیمانه ترین سادگی.فاطمه ای نقش نگین خدا.آب حیات دل و دین خدا.خلق ز وجدت به وجود آمدت است.بر در مجدت به سجود آمد است.مرحوم آقاسی
صدای پای باران
مادر یعنی عشق یعنی محبت بدون هیچ چشم داشت.مادر یعنی بهشت یعنی بالاتر از بهشت(الجنة تحت اقدام الأمهات)یعنی راه رسیدن به بهشت
صدای پای باران
برنامه این هفته نود که تحت تاثیر درگذشت ناصر حجازی قرار داشت، شاهد ارسال بیش از چهار میلیون و پانصد هزار پیامک بود. شادی روحش صلوات