مهدي مهرافروز
بی تو Online شبی باز از آن room گذشتم همه تن چشم شدم دنبال ID تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از case وجودم شدم آن user دیوانه که بودم یادم آمد که بگفتی از این عشق حذر کن لحظه ای چند این room را نظر کن chat آئینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت بهEmail دگران است
مهدي مهرافروز
مگر خودت نگفتی خداحافظ؟
پس چرا وقتی گفتم "به سلامت" نگاهت تلخ شد؟
برو به سلامت، دیگر هم سراغم را نگیر!
خسته تر از آنم که بر سر راهت بنشینمُ دلیل رفتنت را جویا شوم...
برو.... برو خوش اومدی.
مهدي مهرافروز
مرد زندانی می خندید شاید به زندانی بودن خویش و شاید به آزادی من ، راستی زندان کدام سوی میله هاست ؟(ارنستو چگوارا)