دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مهدي مهرافروز

سر به گوش من بگذار و آرام بگو :دوستت دارم !! از چه میترسی؟ فردا دوباره میتوانی انکار کنی...... درباره »
مهدي مهرافروز
مرد - مجرد
امتیاز: 1298

دنبال‌شدگان

(361 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(226 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

چرا عکس پروفایلم اینجوریه؟تار افتاده...؟عکس پسر خاله قشنگتر بودا

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

زندگی تکار پاییز است باید دید و رفت.زندگی چیدن سیبی است باید چید و رفت..زندگی رودیست جاری هرکه آمد کوزه ای پر کرد و رفت..قاصدک این کولی خانه به دوش روزگار کوچه گردی های خود را زندگی نامید و رفت

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

دنیای ما پر است از دستهایی که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقابها

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

غریب است دوست داشتن , عجیب تر از آن است دوست داشته شدن وقتی میدانیم کسی با دل و جاندوستمان دارد و نفس ها و صداها و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده به بازیش میگیریم: هرچه او عاشقتر ماسرخوشتر: هرچه او دل نازکتر ما بیرحمترتقصیر ما نیست تمامی قصه های عاشقانه اینگونه به گوشمان خوانده شده اند

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

سر به گوش من بگذار و آرام بگو :دوستت دارم !! از چه میترسی؟ فردا دوباره میتوانی انکار کنی......

Diba (  مادربزرگ )(✿◠‿◠)
Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

یارو زبونش می‌گرفته، میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟ کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟ یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره. کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟ یارو می گه: بابا دیب، دیب! طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه. اون میآد می پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟ یارو می گه: دیب! رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟ یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره. رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟ یارو می گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟ رئیس هم هر کاری می‌کنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه. یکی از کارمندای داروخونه میآد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره. فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست. رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش. می‌رن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟ یارو می گه: دیب! کارمنده می گه:

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

آنان که عشق را می فهمند عذاب میکشند و آنان که عشق را نمی فهمند عذاب میدهند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

عادت این قبیله است دور آتشي که تو می سوزی می رقصند... بی بهانه . . .

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

خسته شدم از اینهمه فلسفه بافی های مزخرف.....لحظه ای خودت باش...

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

چی میگی تو؟؟؟؟؟؟

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

دلم میخاد بلند فحش بدم........

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

روزی که میرفتی گفتی ما به درد هم نمیخوریم..دریغ از اینکه من تو را به خاطر دردهایم نمیخواستم

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

ای کاش بودی و گریه هامو میدیدی...

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

دروغهات خیلی قشنگتر از خودته

مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

با شما هستم...آیا کسی در این حوالی نیست که بتوانم قلبم را به او بسپارم؟