زندگی شیشه ایی ...
حرف هاییست برای گفتن اگر گوشی نبود نمی گوییم ...
زندگی شیشه ایی ...
♥هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
زندگی شیشه ایی ...
حلالم کن دارم میرم چقد این لحظه دلگیره گناهی گردن ما نیست همش تقصیر تقدیره نگاهم کن لحظه ی رفتن چه تلخه این هم آغوشی چه وحشتناکه دل کندن چقدر سخته فراموشی پر از بغضم پر از گریه پر از تلخی و شیرینی حلالم کن دارم میرم منو هرگز نمی بینی حلالم کن اگه دستام به دستای تو عادت کرد آخه دنیای عاشق کش به ما دو تا خیانت کرد کلاف آرزوهامو چرا هیچکی نمی بافه برای ما دو تا عاشق جدایی دور از انصافه تمام سهم من از تو فقط همین اشکامه تمام سهم تو از من یه عشق بی سرانجامه تو بارونی ترین ابری من از پاییز لبریزم چه معصومانه میباری چه مظلومانه میریزم
زندگی شیشه ایی ...
زند گی مثل بستنی میمونه تا قبل از آب شدنش باید لذت ببری ...
زندگی شیشه ایی ...
آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند . . .
زندگی شیشه ایی ...
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .
زندگی شیشه ایی ...
خوشبختی یعنی شکر کنی که زنده ای ، که احساس داری ، که دوستت دارند ، که عشقی در قلب داری و به یمن شاکر بودنت به هر آن چه آرزوی بر حق دلت است ، خواهی رسید.
زندگی شیشه ایی ...
♥پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين سوختن عشق آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت