دختره شمارمو شانسی گرفته میگه:میخوام بیشتر باهات آشنا بشم،میشه اسمتو بگیبا خودم گفتم بذار یکـم بـلاسـیم با هم بخندیمگفتم:سید موسی علمداری هستم،تو سازمان اطلاعات کار می کنم،الان 3هفتس گوشیش خاموشه )))))
میگن یه روز ده نفر داشتن توی جنگل میرفتن. دوتاشون میفتن توی چاه.تلاش میکنن که بیان بالا اما بقیه داد میزدن که شما نمیتونید بیخیال شین.یکیشون قبول میکنه و میمیره.اما اون یکی همچنان تلاش میکنه در حالی که بازم بقیه داد میزدن تو نمیتونی.بالاخره میرسه بالا.همه تعجب میکنن. تازه میفهمن که طرف کر و لال بوده.روی کاغذ مینویسه: دوستان از اینکه منو تشویق کردین تا بیام بالا ممنونم.پس لازمه بعضی وقتا کر بشیم
یه دوست دختر هم نداریم اسمش رویا باشه،ببریمش پیش زنمون که اسمش دنیاس معرفیش کنیم،بگیم رویای من اینه ، دنیای بی کینه،دنیای بی کینه ، رویای من اینه !اونام با هم رو بوسی کنن و تا آخر عمر به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنن!
یکمی سخته!!!!!!!
14 سال و 1 روز و 23 ساعت و 13 دقيقه قبل