گفتم تو شیرین منی گفتا تو فرهادی مگر؟ گفتم خرابت می شوم گفتا تو آبادی مگر؟ گفتم ندادی دل به من گفتا تو جان دادی مگر؟ گفتم ز کویت می روم گفتا تو آزادی مگر؟ گفتم فراموشم نکن گفتا تو در یادی مگر؟
تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف ... لرزشی روی میز کنار تختم میفتد .. از این صدا متنفر بودم اما ... چشم هایم را میمالم .. new message تا لود شود آرزو می کنم ... کاش تو باشی ... ... سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !!...
مثل کبریت کشیدن در باد .....دیدنت دشوار است ......من به معجزه عشق تو ایمان دارم .....میکشم آخرین دانه کبریتم را در باد .......هر چه باداباد...........
روزگار بدی برای زنهاست .ریشو می بینی، می ترسی ...لباس روی شلوار می بینی، می ترسی ...ژیگول می بینی، می ترسی ...ماشین مدل بالا از کنارت رد می شه تو خیابون، می ترسی ...ماشین قراضه رد می شه، می ترسی ...موتوری با اون نگاه کثیفش از کنارت ویراژ می ده، می ترسی ... کنار خیابون یه پیرمرد نشسته تو سایه درخت و با همون عینک ته استکانیت نگاهت می کنه ، می ترسی ... کنار خیابون یه دسته مرد وایستادن و مثل گرگ نیگات می کنن، می ترسی ... سوار تاکسی و کرایه ایی هم بخوای بشی،حتی اگه جلو هم بخوای بشینی که راحتتر باشی، می ترسی ...مانتوی روشن بپوشی بیای تو خیابون از نگاه بعضي مردا ، می ترسی ...عینک آفتابی می زنی میای تو خیابون از نگاههایی که دنبال چشمهای اون زیر هستن، می ترسی ...با دوستات می ری بیرون تو کافی شاپ که باید دود سیگار بخوری اگرم بری پارک، از مردهای بیکار پارک، می ترسی ...از پدری که دست پسر کوچکش رو گرفته و از کنارت رد می شه و تیکه ایی بارت می کنه و به پسرش نگاه می کنه و می خنده،از هر دوشون، می ترسی ...از نگاه آدمها تو پمپ بنزین، ترافیک،و... می ترسی
نوشته بود " ذهن تو مریض است" نه رفیق بیا ذهن های مریض را برایت معنی کنم! ذهن مریض آنیست که بهانه شلوغی واگن مترو و به بهانه ترمز خودش را به زن ها میمالد ! ذهن مریض آنیست که به بهانه جا نبودن در اتوبوس خودش را به زنها میچسباند! ذهن مریض آنیست که وقتی دختری کنار خیابان در انتظار تاکسی است قیمت میپرسد! ذهن مریض آنیست که تا موی بلوند و استخوانی میبیند ف اح شه مینامد! ذهن مریض آنیست که شیطنت خاص زنان را ف اح شگری میداند! ذهن مریض آنیست کوچکترین لبخند یک زن را درخواست س کس میداند! ذهن مریض در این کشور زیاد است از آن های که دختری را که روژ قرمز میزنند روسپی میدانند تا آن ها که با دیدن ساپورت ار ض ا میشوند. ذهن مریض اینجاست در ایران جایی که یک زن در مانتو جذاب تر است از زنی در ماکسی اینجا مرد هایش از کمبود همه را ف اح ش ه میدانند جز مادر و خواهر خویش!
چه رسم جالبی استـــــ محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را میگذارند پای سادگیت، سکوتت را میگذارند پای نفهمیت، نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت، و وفاداریت را پای بی کسیت.................! آنقدر تکرار میکنند ،که خودت هم باورت میشود !!!
سلامت میکنم مادر جوابم میدهی یا نه؟؟به خوابم امدی دیشب نمیدانم که یادم میکنی یا نه؟؟غریب افتاده ام مادر دعایم میکنی یا نه؟؟دعا در حق من کردی نمی دانم هنوزم میکنی یا نه؟؟اگر بد کرده ام مادر جوانی بود و نادانی نمی دانم که ای مادر حلالم میکنی یا نه؟؟ تقدیم به همه مادرای دنیا.دست همشون رو میبوسم.دوستتون دارم..............
تو خودت را رنگ زدی..تا شیبه خاطرات این آدما ها باشی؟ . . .شاید فراموش کردی....که این آدمها...رنگین کمان را با دروغ های خود رنگ میکنند! . .تو برای آنها...حتی معنی بی رنگی را هم نداری.! . . کاش سیاه و سفید بودی!. تا باورشان میشد...تو شیبه دروغ های رنگیِ آنها نیستی! شبیه حقیقتِ...خودت هستی!
حرفی نیست... خودم سکوتت را معنی می کنم! کاش می فهمیدی، گــــــــــاهي....همین نگــــاه ســـــــــــــــــــردت... روي زمستان را هم كم مي كنـــــــــد...!
بعد از بگو مگو: اونی که اول معذرت خواهی کنه شجاع ترینه! اونی که اول میبخشه قوی ترینه! اونی که زودتر فراموش میکنه خوشبخت ترینه! +و من خوشبختم وهم قوی هستم و هم شجاعم