دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مــِلــی آآآ

مــِلــی آآآ
زن
امتیاز: 4467

دنبال‌شدگان

(634 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(756 کاربر)

گروه‌ها

(108 گروه)

بازدید

مــِلــی آآآ
مــِلــی آآآ

every things comes to you in the right moment..be patient ; )

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

یکی از بچه های تبریز این و نوشته! خاله اش توی جایی هست که مخابراتش ترکیده : تلفن از تكرار خسته شد ولي مادر از زنگ زدن به خواهرش نه!! ((

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

ســـــــــــلام ...

مُشتبااا ..
مُشتبااا ..

دیروز اعصابم خورد بود هرچی مورچه اومد رو پام کشتم، الان اعصابم خورد نیس نمی‌تونم زنده‌شون کنم. بله دوستان، وقتی که عصبانی هستین کسی رو نکشین ...

مُشتبااا ..
مُشتبااا ..

یه دختر تو پروفايلش نوشته «موهامو کوتاه کردم، هوراا»! سه میلیون لایک که خورده هیچ، عده‌ای هم همون پای کامنتا خودکشی کردن و تعدادی دچار تشنج شدن...!!! آدم باشید خوب

مُشتبااا ..
مُشتبااا ..

الکی نیست میگن ماه مهمونی خدا ..... صبحانه ناهار شام و که میخوردیم , حالا سحر و افطار هم بهش اضافه شده خدایا ممنونتم

*^*دل شکسته*^*
*^*دل شکسته*^*

در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست

Mr.SileNce
Mr.SileNce

@فردایی دیگر و @مــِلــی آآآ آواتار هاتون مثل همه

هستي
هستي

یکی تعریف میکرد داییش بعد ۴۰ سال دانشجو شده جلسه اول تیریپ کت و شلوار و کیف به دست رفته سر کلاس دانشگاه همه دختر پسرا تو کلاس فک کردن استاده اینم کم نیاورده یه ربع صحبت کرده براشون آخرش گفته عزیزان من استادتون نیستم ولی قول بدین چون سن و سالم ازتون بیشتره من مبصر باشم

این ارسال را بازنشر کرده است.
مــِلــی آآآ
مــِلــی آآآ

هــــــــی!! خیلی میخواسم برم احیا مسجد..آخه اونجا یه حال ٌ هوایِ دیگه ای داره..اما چ کنم ک هیش کی منو نبرد..منم نشستم پشت ِ کامپیوترم تا شب زنده داری کنم..توو دلم دارم دعا میکنم...خدا خودت حال ٌ هوام ٌ معنوی کن..مث ِ اون وقتی ک توو مسجدم ٌ مداح داره دعا میخونه... : )

ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

@فوژان عزیـزم ... تولـدت .... امیـدوارم توی این شب عزیز آینـده رو برات رقـم بزنه عزیـزم ... ایشالا شهریور ماه برامـون خبـرای از قبولـیـت توی رشته دلخواهت بیاری ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
meysam
meysam
در دوره

مــِلــی آآآ
مــِلــی آآآ

بچه ک بودم وقتی میرفتیم امام زاده..منتظر بودم یه خانومی بیاد شکلاتی,شیرینی تعارف کنه واسه نظرش..امروووز ک رفته بودم با خودم گفتم اگه خانومه اومد فوری تعارفشو قبول میکنم ٌ روزه مو باز میکنم آخه زشته نذری رو بذاری سه چار ساعت بعد بخوریبدشانسی هیچ کی نیومد