مــِلــی آآآ
every things comes to you in the right moment..be patient ; )
مــِلــی آآآ
توسط موبایل
ميخوام به ايوان برم و انگشتامو بکشم به پوست کشيده ي شب...
مــِلــی آآآ
توسط موبایل
ديده پوشيدن نمي داند،دريغ!
مــِلــی آآآ
آشق ! از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه میرود.. : (
مــِلــی آآآ
اینگونه فکر نکن که آدمها، حرف تو را می فهمند. در واقع آنها، دارند تو را آهسته آهسته شبیه خودشان میکنند..
مــِلــی آآآ
می گـــم خـــداحافظ که تـــو چشم تـــر کنی وبگـــی: کجــا؟ مگه دست خودته این اومــدن و رفتــــن ؟ که سفت بغلم کنی و بــگــی: ... هیچ رفتــنی تـــو کار نیست همین جـا ، " به دلت اشاره کنی" ، جاته تا همیشه آخـــرِ سرش محکــم بگی: شـیر فــهم شــد؟؟ و مــن، دل ضعفه بگیرم از این همه عاشقانه های محکمت........ : )
مــِلــی آآآ
دارم فکر می کنم چقدر خوب می شد نزدیک صورتم نفس می کشیدی می دانی ؟ من رک تر از آنم که نبوسمت ...
مــِلــی آآآ
حل شده ام مثل یک معما راست می گفتی که خیلی ساده ام ...
مــِلــی آآآ
یـادم نیسـت زنـدگی را زیـستـه ام یـا در خـواب دیـده ام ؟!
مــِلــی آآآ
تو نیامده بودی که جای خالیت را پر کنی ... آمده بودی ببینی من با جای خالیت چه می کنم ! : (
مــِلــی آآآ
سکوت ِ اتاقمو داره میشکنه تیک تاک ِ ساعت ِ روو دریوار...
مــِلــی آآآ
پشتکار رو از اون ساعتِ زنگداری یاد بگیر که تادهنتو سرویس نکنه، صداش قطع نمیشه...
مــِلــی آآآ
امشب شب تولدمه...خداجونم بیشتر از این نمیخوام جلو برم...میترسم..از چیزایی که نمیخوام اتفاق بیفتن میترسم و نمیخوام باهاشون روبرو بشم...نمیخوام چیزای ِ تلخ رو تجربه کنم..کاش الان بمیرم....