melina
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت به جای دستت درد نكنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این كه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشكرم به جای لعنت بر پدر كسی كه اینجا آشغال بریزد ؛ بگوییم: رحمت بر پدر كسی كه اینجا آشغال نمی ریزد به جای گرفتارم؛ بگوییم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟ به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما به جای شكست خورده؛ بگوییم : با تجربه به جای مگه مشكل داری ؛ بگوییم : مگه مسئله ای داری؟ به جای فقیر هستم؛ بگوییم : ثروت كمی دارم به جای بد نیستم؛ بگوییم : خوب هستم به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست به جای مشكل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود به جای فراموش نكنی؛ بگوییم : یادت باشه به جای داد نزن؛ بگوییم : آرام باش به جای من مریض و غمگین نیستم؛ بگوییم : من سالم و با نشاط هستم به جای غم آخر
melina
اگر 4 تکه نان خيلي خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشيد کسي که اصلا از مزه آن نان خوشش نمي آيد (( مادر )) است.
melina
هميشه مادر را به مداد تشبيه ميکردم که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميشود… ولي پدر ... يک خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند خم به ابرو نمياورد و خيلي سخت تر از اين حرفهاست فقط هيچ کس نميبيند و نميداند که چقدر ديگر ميتواند بنويسد … بياييد قدردان باشيم ...
melina
به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره....
melina
زندگی تکراری است . خنده ها تکراری است . گریه ها تکراری است... من در این تکرار ها . مانده در بهت و سکوت . دیگران می خندند ودلم می داند که چقدر تکراری است همه جا غرق سکوت . کوچه ها رو به غروب . همه جا تاریک است پیش رو تاریکی . پشت سر تاریکی . دل من می ترسد ترس هم تکراری است...