M e m C Y
کی دوست نداره اینجا زندگی بکنه ! آرامش واقعی ...
M e m C Y
اگر کسی را نداشتی که به او فکر کنی به اسمان بیندیش زیرا درآن کسی هست که به تو می اندیشد
M e m C Y
سلامتی پسری که از پشت شیشه های اتوبوس پدرش رو دید که با لباس نارنجی درحال تمیزکردن خیابونا بود و با خودش گفت خدا رو شکر پدر من روزی حلال برای ما میاره...
M e m C Y
به تقدیر و شانس اعتقاد خاصی ندارم ...
M e m C Y
من از روزهای سخت و از لحظه های درد . . . از آنچه که کشیده ام و از آنچه که چشیده ام . . . دیگر نه با تو حرف میزنم نه با او و نه با خویش . . . من آنچه در من است به ابرها خواهم گفت . . . که می گریند . . . !
M e m C Y
از انسانها غمی به دل نگیر زیرا خود نیز غمگینند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند ...
M e m C Y
مــــا فکــــر میکنیـــــم بدتــــرین درد ، از دست دادنِ کســــیه کـــــه دوســــش داریم ... امـــّــــا ... حقیقـــت اینــــه کـــه : از دســـت دادنِ خودمـــــون ... و از یـــاد بردنِ اینکــــه کـــی هستیـــــم ... و چقـــــدر ارزش داریم ...
M e m C Y
100 روز نشد ؟ ... فکر کنم کلیده گیر کرده تو قفل !
M e m C Y
با تو همه رنگ های این سرزمین را آشنا می بینم . . .
M e m C Y
وقتی خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است . . . وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است . . . وقتی گریستم گفتند بهانه است . . . وقتی خندیدم گقتند دیوانه است
M e m C Y
دستهای کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی میرسید… التماس میکرد:آقا..آقا..دعا میخری؟ و حاجی بی اعتنا،تسبیح دانه درشتش را میگرداند و برای فرج آقا دعا میکند…!!!!
M e m C Y
توبه میکنم و قول میدهم دیگر کسی را دوست نداشته باشم حتی به قیمت سنگ شدن... توبه میکنم دیگر برای کسی اشک نریزم حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود... چشمانم را می بندم توبه میکنم دیگر دلم برای کسی تنگ نشود حتی چند لحظه! قـــــول میدهم نام کسی را بر زبان نمی آورم قلبم را دور می اندازم برای همیشه... و به کویر تنهایی ســـــلام می کنم...
M e m C Y
فوق لیسانس بود ولی همان دکه را دوست داشت معدل فوق لیسانس اش ۱۸ بود ولی همان دکه آبمیوه فروشی را دوست داشت مطمئن بود که باهوش و با استعداد است ولی همان دکه آبمیوه فروشی کنار ایستگاه را دوست داشت افکار و عقایدش خوب و نرمال بود ولی همان دکه آبمیوه فروشی کنار ایستگاه تاکسی را دوست داشت چون بزرگترین علاقه اش این بود که وقتی راننده های خط فریاد میزدند: آزادی…..آزادی او هم فریاد بزند : زرشک….زرشک…آب زرشک.............................................................................گاه آهنگرانی یکی از بازیگران زن سینمای ایران که در گردهمایی حامیان روحانی مورد تقدیر او قرار گرفت، دیشب بازداشت شد

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 16 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 13 دقيقه قبلخوشحالم که دنبالم کردی مرسی
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 23 ساعت و 54 دقيقه قبلخواهش میشه ممنون که اومدی
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 12 دقيقه قبل

12 سال و 10 ماه و 23 روز و 12 ساعت قبل