Reza
مادر تنها واژه ایست که تکراری نمی شود
Reza
یکی دو روزی مهمان خانه دنبالر بودم. و اکنون برای همیشه می روم. از همه ممنونم که نوشته هایم رو خواندن. خدانگهدار همه شما عزیزان
Reza
تکیه داده ام به واژه هایم
Reza
می خواهند آسمان تیره را آبی کنند می خواهند گریه ها را خنده کنند می خواهند ....
Reza
گاهی تابستان بوی پاییز می گیرد هنوز هم صدای خش خش برگها زیر قدم هایت نوید دوباره آمدنت را می دهد
Reza
بمان تا لحظه ای آرام گردد دل نا آرام من
Reza
تمام می شود تمام ناگفته های من فقط چند نقطه چین باقی می ماند تا حرف های سادگی هایم را دوباره تکرار کنی ....
Reza
ای کاش گفتن هایم را قاب می گیرم .