دختر عموم تعریف میکرد : من و مامانم تو هواپيما نشسته بوديم از پروازمونم يكي دوساعتي گذشته بود و هنوز به مقصد نرسيده بوديم من و مامانم كنار پنجره بوديم و یه آقایی صندلي سوم من ميخواستم بلند شم از بالاي سرم كيفمو بردارم به آقاهه نگاه كردم گفتم ببخشيد!؟ نيم خيز هم بودم....يهو آقاهه هول شد گفت: پياده ميشيد؟ )
وقتی ایران مدال می گیره خونه ی ما : مامانم : خوش به حال مامانش حتما چقدر فامیل هاش بهش تبریک میگن .. خواهرم : مردم هم داداش دارند ما هم داداش داریم! بی عرضه تنه لش! بابام : خاک تو سرت من اگه همسن تو بودم الان قهرمان المپیک میشدم ، گوساله فقط بلده بخوره ! یعنی هر وقت یکی مدال بگیره من ترور شخصیت میشم کاش این المپیک زودتر تموم بشه !
#دیوانه نمیگوید دوستت دارم (!) دیوانه میرود تمام ِ دوست داشتنش را به هر جان کندنی جمع میکند از هر دری میزند زیر بغل میریزد پای کسی که قرار نیست بفهمد دوستش دارد …
ساعت 2ظهر تو گرما سوار تاکسی شدم چهار تا دختر سر خیابون ایستاده بودن راننده زد رو ترمز گفت خانما کجا میرید دختره گفت ما که جا نمیشیم؟ راننده در سمت منو باز کرده میگه ایشون همینجا پیاده میشن منو انداخت بیرون اونارو برد
مرسیییییییییییییییییییی
14 سال و 5 ماه و 20 روز و 23 ساعت و 27 دقيقه قبل



14 سال و 2 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبلممنون بیتا جان
14 سال و 2 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 52 دقيقه قبلخیلی قشنگ بود...ممنون
14 سال و 2 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 49 دقيقه قبلقابلی نداشت.....
14 سال و 2 ماه و 22 روز و 3 ساعت و 18 دقيقه قبل