هر موقع بابام میگه بیا بشینیم دو کلام حرف بزنیم … از نمره ۱۳ ای که اول دبستان دیکته گرفتم تا هفته پیش که با دختر تو خیابون منو دید هرکارِ خلافی که کردم میاد جلو چشام !!
مي گويند: به هنگام دفن جنازه، اگر متوفي متولد دهه ي 50 يا 60 خورشيدي ست، قبرش را خيلي عميق تر حفر کنيد! مي پرسند: چرا؟ مي گويند: آخر مي دانيد، اين دو نسل آرزوهاي زيادي براي به گور بردن با خودشان به همراه دارند...
شوهره میاد خونه به زنش میگه: من برای شام دوستم دعوت کردم خونه مون زنش میگه: چرا این کار رو کردی .. ببین خونه چقدر بهم ریخته است ، ظرفا کثیفن ، هیچی هم برای خوردن تو یخچال نیست شوهره میگه: میدونم ولی اشکالی نداره زنه میگه: اگه میدونی ، پس چرا دوستت رو دعوت کردی؟ شوهر میگه: آخه اون زده به سرش بره زن بگیره !!
@☆★ shima ☆★ یه روز به غضنفر میگن شما در روز چقدر نون می خورین ؟ میگه : صبح دوتا لواش ظهر یه تافتون بعد از ظهر چهارتا سنگک شب هم سهتا باگت ! به غضنفر میگن پس نون بربری چی ؟ میگه پس فکر کردی اینا رو لای چی میذاریم می خوریم ؟
توی حیاط دبیرستان یه نفر یقه پیرهنم رو گرفت,فهمیده بود عاشق خواهرش شدم !بچه ها دور ما حلقه زده بودند و فریاد میکشیدند:قورتش بده ! چون هیکلم بزرگ بود اون هی مشت میزد و من فقط دفاع میکردم...!باز اون مشت می زد و من فقط و فقط دفاع می کردم.بالاخره یه خراش کوچیکی توی صورتم افتاد...فرداش خواهرش به من گفت حد اقل توهم یه مشت میزدی! #روم-نشد-بهش-بگم , #آخه-چشماش-شبیه-تو-بود ...♥♥
@آزاده ایــرانی از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشدهای ؟ پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذتي به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمیشوم! اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم! گفت : تو اشتباه می کنی! زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!! جبران خلیل جبران
مرسیییییییییییییییییییی
14 سال و 5 ماه و 17 روز و 13 ساعت و 2 دقيقه قبل



14 سال و 2 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 29 دقيقه قبلممنون بیتا جان
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 27 دقيقه قبلخیلی قشنگ بود...ممنون
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 24 دقيقه قبلقابلی نداشت.....
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبل