ینی هربار میاما به این امیده که ی خطابی ی پیامی کامنتی دیدگاهی چیزی داشته باشم!! ولی هیچی!!! تازه بعضی وقتا بی خودم میگم شاید اشتب شده و با اینکه چیزی نیست تو پیام خصوصیو دیدگاهاو خطابامم میرم!!!! خوشیم به خدا!
دیشب مهمون داشتیم ، یه بچه ی 4-3 ساله هم داشتن! بچه که چه عرض کنم ، توله سسسسسگِ هفت ریشتری ! از کله ی سحر دارم پس لرزه هاشو جمع میکنم و هنوز تموم نشده! والا ما که بچه بودیم ، همون اول که میرفتیم جایی مامانمون میگفت "نمیدونین چه بچه ی خوب و آرومیه"!!! ما هم گیر میکردیم تو رودرواسی تا آخر مهمونی میشستیم یه گوشه گلای قالی رو میشمردیم که حرفِ ننه مون زمین نیفته ! اصلا نسلِ بامرامی بودیم ....جزغاله شدیم ...حیف
داستان مسافرت حافظ به یزد:
یه روز حافظ میاد یزد که هم با یزد اشنا بشه هم شعری در وصفش بگدو مردم را شاد و شنگول کنه.وختی مرسه یزد تو کوچه پس کوچا که مرفته میبینه صدا تلق تولوق میاد.از وویزدیه مپرسه اغا این صدا چی چیه؟ یزدیه مگه دستگاه شَر بافیه.حافظ مگه شَر بافی چی چیه؟خلاصه با هزار بد بختی حالیش مکنه که ای صدا دستگاهیه که باهاش لنگ . پارچه و ... مبافن و امرار معاش مکنن.حافظ مگه برم بیبینم چیچیه قضیه.مره تو یکی کارگاههای شَر بافی و شَربافا هم تحویلش میگیرنو میشوننش و مگن ناهار مهمون مایی.یهو سر ظهر حافظ میبینه یکی خانوم که فقط یکی چشش پیدا هس با یکی سینی اومد تو کارگاه.مفهمه که زن یکی شهر بافا هدو ناهار اورده براشون.وقتی شَرباف بلند مشه سینی را بیگیره کاسه از تو سینی لیز مخوردو میفته مشکنه و اخشو هوا مره.شربافا هم همه ناراحت مشن و دک و پوز مکنن.حافظ مگه چطو شد؟مگن ناهار امروز شولی بودو دیه نیس.خلاصه حافظ دماغ سوخته مرن.وختی بر مگرده شیراز به لج یزدیا شعر مگه
حافظ:
کاسه ی شولی سر دستگا شکست
از غم شولی دل شر باف شکست
اغا شعر مرسه به دست شَربافا.اینام ناراحت مشن و کنفرانس مدن و میز گردی و .... خلاصه جوابشا به شعر مگن
شَر بافا:
حافظا تودر شیراز نان مفت خورد
میتوانی شعرهای خوب گفت
گر بیایی یزدو شَر بافی کنی
مهره از کا....... بیفتد جفت جفت
مرسیییییییییییییییییییی
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبل



14 سال و 2 ماه و 19 روز و 11 ساعت و 23 دقيقه قبلممنون بیتا جان
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 11 ساعت و 21 دقيقه قبلخیلی قشنگ بود...ممنون
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 11 ساعت و 18 دقيقه قبلقابلی نداشت.....
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 8 ساعت و 46 دقيقه قبل