دیشب مهمون داشتیم ، یه بچه ی 4-3 ساله هم داشتن! بچه که چه عرض کنم ، توله سسسسسگِ هفت ریشتری ! از کله ی سحر دارم پس لرزه هاشو جمع میکنم و هنوز تموم نشده! والا ما که بچه بودیم ، همون اول که میرفتیم جایی مامانمون میگفت "نمیدونین چه بچه ی خوب و آرومیه"!!! ما هم گیر میکردیم تو رودرواسی تا آخر مهمونی میشستیم یه گوشه گلای قالی رو میشمردیم که حرفِ ننه مون زمین نیفته ! اصلا نسلِ بامرامی بودیم ....جزغاله شدیم ...حیف
بیمار: من فکر میکنم پشهام! دکتر: من دندونپزشکم؛مطب روانپزشک رو به روی ماست. بیمار: میدونم؛ الان اونجا بودم دکتر: پس چرا اومدی اینجا؟ بیمار: مهتابیتون روشن بود !!
مرسیییییییییییییییییییی
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 28 دقيقه قبل



14 سال و 2 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 55 دقيقه قبلممنون بیتا جان
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 53 دقيقه قبلخیلی قشنگ بود...ممنون
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 50 دقيقه قبلقابلی نداشت.....
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبل