استاتوس یک دختر: امشب می خوام تو بالکن بخوابم . دو هزار و پونصد تا پسر،کاش بالکن خونه تون بودیم .هزار نفر دیگه،توبالکن چرا؟ بیا بغل خودم،اونجا سرما می خوری هزار و شونصد نفر دیگه،تو بخواب،من تا صبح بیدار می مونم که یه وخ از اون بالا نیفتی *********** حالا استاتوسِ یک پسر : امشب میخوام تو بالکن بخوابم ...! ۱۵ تا پشه like this
یه زن و شوهر میانسال داشتن با سرعت 70 کیلومتر توی جاده میرفتن ... شوهره پشت فرمون بود ... یهو زنه گفت : عزیزم میدونم که ما 20 ساله ازدواج کردیم ولی من میخوام طلاق بگیرم ... شوهره هیچی نگفت و سرعت رو رسوند به 80 کیلومتر ... زنه گفت : اصلا نخواه که منو منصرف کنی. حقیقتش چند وقتیه که با بهترین دوستت رابطه دارم خیلی از تو مهربون تره .. شوهره بازم چیزی نگفت و سرعت رو رسوند به 90 کیلومتر .. زنه گفت : من خونه و ماشین رو میخوام .... - سرعت رسید به 100 کیلومتر .... - من همه کارتهای اعتباری و حسابای بانکی رو میخوام ... شوهره یهو فرمونو چرخوند و رفت به سمت راست جاده که پر از درخت بود ... زنه عصبانی شد و پرسید : یعنی تو هیچی نمیخوای ؟؟ شوهر : نه من هرچی میخواستم رو دارم .... زن : واقعا ؟؟؟ یعنی دقیقا چی داری ؟؟؟ دقیقا قبل از اینکه با سرعت 120 کیلومتر بخورن به درخت شوهره گفت : کیسه هوا ...
پسر چیست؟ . . . . . . . . . . . . یک انسان مظلوم و تنها که زمان به دنیا آمدنش ، می گویند : حال مادرش چه طور است.؟. موقع عروسیش ، می گویند : چه عروس زیبایی و موقع مردنش می گویند : بی چاره ، زنش..!!! ) بزن لايكووووووووووووووووووو برا اين موجوده نازنين
واكنش زنها بعد از نگاه شوهرشون : زن اروپایی : عزیزم این نگاهت رو دوست دارم .. زن ایرانی : چیــــه ؟! بیا منو بخـــــــــــور ... بازخونه ننت اینابودی چیز یادت دادن ؟؟
#نکته-آموزندهگنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت ! پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ... گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد !!!!!
مرسیییییییییییییییییییی
14 سال و 5 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 46 دقيقه قبل



14 سال و 2 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 13 دقيقه قبلممنون بیتا جان
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 11 دقيقه قبلخیلی قشنگ بود...ممنون
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 8 دقيقه قبلقابلی نداشت.....
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 37 دقيقه قبل