meysam
مثل لاک پشتی به پشت افتاده مانده ایم تا رهگذری دنیا را بگرداند...
meysam
صدای گامهایت همهمهی این ازدحام موهوم دنبال نگاهی میگردی همیشه یک نفر نیست خیابان ... ... ترجیح میدهی اتاقت سنگر کوچکی باشد
meysam
یه پرستار استرالیایی بزرگترین حسرتهای آدمهای در حال مرگ رو جمع کرده و پنج حسرت رو که بین بیشتر آدمها مشترک بوده منتشرکرده اولین حسرت: کاش جراتاش رو داشتم اون جوری زندگی میکردم که میخواستم٬ نه اون جوری که دیگران ازم توقع داشتن حسرت دوم: کاش این قدر سخت کار نمیکردم حسرت سوم: کاش شجاعتاش رو داشتم که احساساتام رو به صدای بلند بگم حسرت چهارم: کاش رابطههام رو با دوستام حفظ میکردم حسرت پنجم: کاش شادتر میبودم
meysam
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود… ولی پدر ... یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد … بیایید قدردان باشیم ... به سلامتی همه ی پدرای مهربون..
meysam
شعر , نام مستعار تمام زخم های من است ...
meysam
دلتنگ کودکیم!یادش بخیرقهر میکردیم تا قیامت ولحظه ای بعد قیامت میشد!...آرزویم اینست که آرزویت هیچ وقت ساکن کوچه ی "بن بست" نباشد....
meysam
بازار داغ روزگــــار حـــراج فصلـــی ارزوها و من دستـــ فـــروشیــــ خستـــهــ#نیـــاز
meysam
♀ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم اما پدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!♀
meysam
اینقدر که ما تو این چند سال از تغییر قیمت کالاها تعجب کردیم؛ فکر نکنم اصحاب کهف بعد اون همه سال که از خواب بیدار شدن و رفتن تو بازار از تغییر قیمت کالاها تعجب کرده باشن
meysam
اینقدر ورق های زندگیم را بهم نریز . . .! حکم همان دل است . . .
meysam
دلتنگ یعنی: روبروی دریا ایستاده باشی و خاطرات یک خیابان خفه ات کند...
سلامی به گرمای دستی که بستنی رو آب میکنه...
14 سال و 3 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 25 دقيقه قبلواي دهنم اب افتاد
14 سال و 3 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 19 دقيقه قبلممنون مریم جان



14 سال و 3 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبلممنون اقا حسین گل
ممنون پرندیس جان منم همین طور... اخه....من خودم نتونستم امروز .!{-107
سرما خوردي اي واي مراقب نبودي
14 سال و 3 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 58 دقيقه قبلنه ... تا بیام بخورم خواهر زاده سر کلش پیدا شد دیدم منو نگاه میکنه دادم بهش من بستنی می خواااااام
14 سال و 3 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 51 دقيقه قبل