اِ ـی کـاش مــی شــُ ـد، تَصوّرت را، به #کودک ـی بــــ ــسپارم، با مدادی، به معصومیتی، با #شعر کودکانه ـیِ زیر لب. تا بر آن #خط مـی کـــ ـــشید، هزاران خــــــــــَـ ـــــــط. 90/10/13
ممنون یه کتاب هست تو فهرست کتاب کودکه ولی نویسندش اونو برای بزرگسالان نوشته تونستین بخونینش ..اسمش هست دائرة المعارف بی نزاکتی ..خیلی بامزه ست بخونینش ..همچنین ملتمسیم ..
منظورتون (دایره المعارف بی نزاکتی یا چطور کفر مامان رو دربیاریم/نویسندش آر.جی .فیچر /مترجمش تبسم آتشین جان، الان جستجوش کردم) هست؟
---------
: )
خـــ ــــــــــــــیلی ممنون.
حتماً، این دومین کتابیه که به لیستم اضافه کردین.
خداوند، هر روز، به کتابهای خوب مطالعه شدتون بیافزاید.
---------
اون پست از استاد "نادر ابراهیمی" تون، در باره عشق هم واقعا عالی بود، سپاسی مجزا.
خواهش میکنم ....ممنون که توجه کردید دوست من ....وقتی چیزی ادم مینویسه بهترش این میشه که خونده بشه و استفاده بشه این نگارنده و ارسال کننده رو خوشحال میکنه ...و من هم خوشحال شدم ..ممنون از شما.
کسی که نشسته است همیشه خسته نیست شاید جایی برای #رفتن نداشته باشد کسی که نشسته است شاید #خسته باشد شاید همه جا را گشته باشد و خسته باشد کسی که نشسته است حتما #گم کرده ای دارد... #علیرضا-روشن(لینک پیوست صدای شاعر است)
گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد. و چون توانائی پرداخت برای مرکبی نداشت پیاده سفر کرده و خدمت دیگران میکرد تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت در زیر درختی... مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید از احوال وی جویا شد و دریافت که از خجالت اهل و عیال در عدم کسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است که خود و خانواده اش در گرسنگی بسر برد ه اند. چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو . مرد بینوا گفت مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم. شیخ گفت حج من ، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف کنم به زانکه هفتاد بار زیارت آن بنا کنم.
به قول همای...که هرجا هست خداوند همیشه کمکش کنه واسه کنسرتهای معرکش......که میگه...در اینجا مردم ازاری...در انجا از گنه عاری...نمیدانم چه پنداری...در اینجا مردم و همسایه ات در رنج وبیماری...تو در انجا در پی یاری....چه پنداری...کجا از تو ...وی خواهد چنین کاری.....
بخدا سر راه یکی از اشناها که مکه بود رفته بودیم....بعد از نهار یه خانومی اومد ...بنده خدا صورتشم پوشونده بود که نشناسنش...گفت اگه غذا هس لطفا فقط یکی بدین ببرم واسه بچه م که مریضه...خدا شفاهش بده...غذای یه حاجیه....بخدا اول دعواش کردن بعدش...تمام غذا مونده ها رو کردن توی یه مشما دادن دست بنده خدا
همای فعلا دوست داشتنیه تا ببینیم بعدش چی میشه....
چی بگم انشالله که خدا بچش رو شفا بده..اما قبلش ما انسانها باید به فکر هم باشیم همین حس دوست داشتن همنوع همان حس خداپرستی محمد رسول الله
سلام مهدی جان..
به قول همای، اینجا تو را به دور سنگ میجویند، تو را با نیزه ها در جنگ میجویند،
اگه کعبه نبود ،.... حتما این بشر یه سنگ دیگه ای ، یا یه مرده ای برای پرستش پیدا میکرد
يك سال آقا با گروهي از دوستان به زيارت امام رضا (ع) رفته بود، وقتي كه با همراهان به زيارت مي رفت زودتر به خانه اي كه كرايه كرده بودند برمي گشت و مشغول جارو كردن و آماده كردن چاي مي شد تا دوستانش از حرم برگردند. از امام پرسيدند: چرا شما زيارت را مختصر كرديد و زود برگشتيد؟ فرمودند: ثواب اين كارها كمتر از ثواب زيارت نيست...
ممنون یه کتاب هست تو فهرست کتاب کودکه ولی نویسندش اونو برای بزرگسالان نوشته تونستین بخونینش ..اسمش هست دائرة المعارف بی نزاکتی ..خیلی بامزه ست بخونینش ..همچنین ملتمسیم ..
14 سال و 3 ماه و 24 روز و 3 ساعت و 9 دقيقه قبلمنظورتون (دایره المعارف بی نزاکتی یا چطور کفر مامان رو دربیاریم/نویسندش آر.جی .فیچر /مترجمش تبسم آتشین جان، الان جستجوش کردم) هست؟
14 سال و 3 ماه و 24 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبل---------
: )
خـــ ــــــــــــــیلی ممنون.
حتماً، این دومین کتابیه که به لیستم اضافه کردین.
خداوند، هر روز، به کتابهای خوب مطالعه شدتون بیافزاید.
---------
اون پست از استاد "نادر ابراهیمی" تون، در باره عشق هم واقعا عالی بود، سپاسی مجزا.
خواهش میکنم ....ممنون که توجه کردید دوست من ....وقتی چیزی ادم مینویسه بهترش این میشه که خونده بشه و استفاده بشه این نگارنده و ارسال کننده رو خوشحال میکنه ...و من هم خوشحال شدم ..ممنون از شما.
14 سال و 3 ماه و 24 روز و 2 ساعت و 53 دقيقه قبلدقیقاً.

14 سال و 3 ماه و 24 روز و 2 ساعت و 51 دقيقه قبلممنون.
14 سال و 3 ماه و 24 روز و 2 ساعت و 50 دقيقه قبل