دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمّد حسین حدّادزاده

دوستان، مرسی، فرانسویه! {-گُل-} درباره »
محمّد حسین حدّادزاده
مرد - مجرد
امتیاز: 1296

دنبال‌شدگان

(206 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(200 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

محمّد حسین حدّادزاده
محمّد حسین حدّادزاده

اِ ـی کـاش مــی شــُ ـد، تَصوّرت را، به ـی بــــ ــسپارم، با مدادی، به معصومیتی، با کودکانه ـیِ زیر لب. تا بر آن مـی کـــ ـــشید، هزاران خــــــــــَـ ـــــــط. 90/10/13

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

ونگ، ونگِ کودکان! زیباترین ترانه زندگی ست.

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دمید شمیم یادت در انتظار گل!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دستانت سقف آسمان، کاش گریه ات آرام گیرد، خورشید پشت ابر دستت تنهاست!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

همه باشند و او نباشد، شب پر ستاره و خورشید نیست!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

تا، به تابـِ چشمانت!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

زندگی ام، سـ...ـه نـقـطه یِ خــــطـِ سکوتِ لبانت ... .

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

هـــــــ ــ ـزاران واژه ام، بگذار یک سکوت، بر لـَـبـَــت باشم.

محمّد حسین حدّادزاده
06-06-2012-05-49-45-PM.jpg محمّد حسین حدّادزاده

"" چپ‌چشم هستید یا راست‌چشم؟""

محمّد حسین حدّادزاده
محمّد حسین حدّادزاده

از : دخترک به من می گفت: اینجا بنشین، هنوز زود است، وقت رفتن نرسیده، چیزی بخوانیم، آیا کتاب داری؟ (...) وقتی دوباره شروع به خواندن نمودیم، ها در نمایان شده بود. در آستانه در به ماردش می گفت: آه! ، اگر بدانی چقدر دویدیم. امُا من سکوت اختیار کرده بودم. مادرم مرا سرزنش می کرد و می گفت: تو چرا هیچ چیز نمی گویی؟ مثل اینکه حالت خوب نیست. او اشتباه می کرد من در آن حال را در خود احساس می کردم. این یکی از شبها بود که با او گذراندم. تمام من همین بود. {آخرین روز یک محکوم، }

محمّد حسین حدّادزاده
محمّد حسین حدّادزاده

(1) صبح‌ها از دو ساعت قبل از نماز بیدار می‌شدند /// (2) رادیو عراق هرگز، رادیو بی‌بی‌سی مرتب /// (3) ما به این همه سبزی خوردن نیاز نداریم /// لطفاً،

محمّد حسین حدّادزاده
محمّد حسین حدّادزاده

"وقتی امام ناراحت شدند و اعتراض کردند" /// می‌گفتند استفاده بی‌مورد برق، مورد ضمان است. حرام می‌دانستند. هیچ وقت ندیدیم که چند چراغ خانه را با هم روشن کنند. به هر جا وارد می‌شدند برق آنجا را روشن می‌کردند و هر وقت خارج می‌شدند، خاموش می‌کردند. مثلا حتی در راهرو هم وقتی می‌خواستند حرکت کنند یک چراغ، یک چراغ روشن می‌کردند و حرکت می‌کردند. وقتی داخل اتاق نشسته بودند، اگر می‌خواستند بروند دستشویی چراغ اتاق را خاموش می‌کردند. این قدر با وسواس و دقت نظر مساله را رعایت می‌کردند. می‌خواستند بروند برای ملاقات عمومی. قبل از رفتن تاکید می‌کردند چراغ‌ها را خاموش کنید. یک بار بعد از ملاقات که رسیدند، دیدند چراغ‌های متعددی روشن است. ناراحت شدند، اعتراض کردند و گفتند وقتی کسی در اتاق نیست، این همه چراغ، چرا روشن است؟ {"مجید جوادی‌نسب" عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله }

محمّد حسین حدّادزاده
محمّد حسین حدّادزاده

وقتی نوشتی، دیگر نمی میری. /// .Once you wrote, you'll never { ، عبّاس صادقی زرّینی، ص30}

محمّد حسین حدّادزاده
محمّد حسین حدّادزاده

از : ""اگر کسی اهلیّت داشته باشد، در و دیوار معلّم او خواهند بود..."" /معرفه ، اعظم العبادات است و همه ی تکالیف مقدمه ی معرفت هستند، ولی معرفت خدا واجب و مطلوب نفسی ست. اگر کسی اهلیّت داشته باشد، یعنی طالب معرفت باشد و در طلب، جدیت و خلوص داشته باشد، به اذن الله معلّمش خواهند بود؛ وگرنه سخن (ص) هم در او اثر نخواهد کرد، چنانکه در ابوجهل اثر نکرد! { ، محّمد حسین رخشاد، ج1، ص22}