microboy
مدت طولانی دور بودم از این وبلاگ بانمک
microboy
فتح یک قرن به دست یک شعر. فتح یک باغ به دست یک سار. فتح یک کوچه به دست دو سلام.(زنده یاد سهراب سپهری)
microboy
نمیدونم دلیلش چیه که خواب وحشتناک زیاد میبینم یکی از خوابای وحشتناکم این بود که : با چندتا گرگ سر یه کوه داشتم زوزه میکشیدم وقتی بیدار شدم اینقدر ترسیده بودم که نفسم بالا نمی اومد
microboy
یه مرغ دارم روزی یه تخم هم نمیکنه پاشو انداخته رو پاش قیافه گرفته !
microboy
طرف نوشته بود که: من یه گوگل واسه مغزم لازم دارم یه آنتی ویروس هم واسه دلم یکی کامنت گذاشته بود: پس یه فتوشاپ هم واسه قیافت بذار!
microboy
ته دیگ” عشق ِ اول ” را هر چقدر که بسابی ، چه با اسکاج ِ دوست داشتن های بعدی ، چه با سیم ِ ظرفشویی عاشق شدن های بعدی ، از ” دلت پاک نمی شود … حالا تو هی بساب و از صدای نا هنجارش سر درد بگیر …
microboy
مثل ان است که شاهرگ احساسم را زده باشی بند نمی اید دوست داشتنت...
microboy
باید به بعضی ها گفت: “ناراحت چی هستی؟ دنیا که به آخر نرسیده…!!!” من نشد ؛ یکی دیگه! تو که عادت داری . . ..
microboy
خیانت تلخ ترین قسمت یک زندگی عاشقانه است جایی که با قلبی شکسته و وحشتناکترین دردها متوجه میشی که با تمام وجودت، زیباترین داشته ات "عشق" رو به بی لیاقت ترین شخص دادی !!!
microboy
اولين بارى كه يكى بهم گفت دوستت دارم گريه ام گرفت.الان كسى بهم ميگه دوستت دارم خنده م ميگيره
microboy
عکسی زیبا از مرز روز و شب!!!